کاریکاتور مدیریت

افتراق منابع :

 

 

سازمان‌ها يا واحدهاي درون سازماني به جاي تلاش در تصاحب، مالكيت يا انحصار منابع انساني، فضا، تجهيزات، اطلاعات و دانش، مي‌توانند با اشتراك منابع بين خود به توانمندهايي دست پيدا كنند كه پيش از آن نداشته‌اند و هم‌افزايي (سينرژي) در مجموعه خود يا بين سازمان‌ها ايجاد كنند.


 نکته های فرزامی :


در این خصوص می توان به نکاتی اشاره نمود ازجمله این که :

برخی از مسئولین احساس میکنند منابع مادی و انسانی که در مجموعه یا واحد خود دارند ارثی است که به سبب پست سازمانی به آنها رسیده و فقط حق آنهاست که باید در آن دخل و تصرف نمایند و باتوجه به سلیقه خود از آن استفاده نمایند. و اگر در این بین ، تحقق اهداف سازمان مدنظر باشد باز تخفیفی برای آنها قائل می شویم .

حال باکمی بررسی و گذشت زمان متوجه اهدافی می شویم که فقط این منابع وسیله ای بودند در جهت تحقق یکسری تمایلات ... که حداقل در کتابهای مدیریت از آن یاد نشده است.

اینکه مدیری خود روحیه سینرژی داشته باشد و آن را نه تنها در سازمان خود بلکه در سازمانهای دیگر رواج دهد در حقیقت با تسهیم منابع مادی و انسانی خود و به اشتراک گذاری آنها با صرف کمترین هزینه، منابع ارزشمندی را به دست خواهند آورد و از جهت انگیزشی هم میتواند بر روی نیروهای خود مؤثر واقع شود.


منبع : بگردید شما هم منابع خوبی پیدا می کنید؛میگید نه امتحان کنید

 


 

 

عشق تنها دلیل زندگی

 

مطلب خواندنی

تمرکز بر هدف :


کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سوی

مرغزارنشانه ی کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم میخورد .


جنگجوی اول تیری را از ترکش بیرون می کشد .آن را در کمانش می گذارد و نشانه می رود .


کماندار پیر از او می خواهد آنچه را می بیند شرح دهد .


جنگجو می گوید :


" آسمان را می بینم ، ابرها را، درخت ها را ، شاخه های زیبای درختان را و هدف را "


کمانگیر پیر می گوید : کمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی .


جنگجوی دومی پا پیش می گذارد .کمانگیر پیر می گوید:   " آنچه را می بینی شرح بده "


جنگجو می گوید : فقط هدف را می بینم .


پیرمرد فرمان می دهد : پس تیرت را بینداز .تیر بر نشان می نشیند .


پیرمرد می گوید : عالی بود . موقعی که تنها هدف را می بینید نشانه گیریتان درست خواهد بود.


تمرکز افکار بر روی هدف به سادگی حاصل نمی شود . اما مهارتی است که کسب آن امکان پذیر


است و ارزش آن در زندگی همچون تیراندازی بسیار زیاد است .


منبع : ساعت تفریج استعداد تحصیلی : هادی مسیج خواه ، محمد وکیلی


کاریکاتور مدیریت

میان پست :



" من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق "


امام علی ( ع ) فرمودند :


" من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا "


هرکس به من کلمه ای بیاموزد مرا (بنده) خود کرده.


به رسم ادب برخودم فرض می دانم این میان پست رابرای تشکر از دوستانم که حق استادی برذمه

ام دارم بزنم از حدود یک سال و اندی که با دنیای مجازی ارتباط تنگاتنگ و دلی برقرار کردم،تصمیمم

برآن بود که این فضای مجازی رو هم از نظر آموزشی و هم از نظر ارتباطی مانند دنیای واقعی خود

بسازم و خدا کمکم کردتادر نبود دوستان مهربونم دلواپس و دلتنگشون شوم و از نظر آموزشی نیز

سعی کردم از موقعیت های پیش آمده برای خود و دوستانم فرصت بسازم و به آن به عنوان

دانشگاه مجازی بنگرم تا بتونم قدمی در تحقق سازمان یادگیرنده بردارم.


ادب حکم می کندعامل به حدیث امام علی (ع) باشم که:


"هرکس به من کلمه ای بیاموزد مرا (بنده) خود کرده"



- جا دارداز کلیه عزیزانی که با فروتنی و از سر خشوع مرا از ذکر نام خود معذور کردند تشکر کنم

بویژه کسانیکه از روز اول با صبوری الفبای وبلاگ نویسی رو بهم آموزش دادند.


- از دوستان و اساتیدی که با اظهار نظر در هرپست جدیدم و وبلاگ سایر دوستان با وجود تحمل

شرایط سخت و مشغله کاری زمینه ارتقاء دانش را برایمان فراهم میکنند تشکر کنم.


- از دوستان وبلاگ نویس کوچکم که آینده زیبا و موفقی رو برایشان آرزومندم ازجمله ورجک عمه جونیم، شازده کوچولو عمه جونیم ، طلوع آفتاب ( بزرگ مرد کتول ) ، اس اس آریایی ، ایستگاه معرفت ،دختران بد ، رویای رنگی ( سیمای عزیزم ) ،سوشیانت عزیزم ( که تو مدیریت خودش برا اومدن به دنیای مجازی است ) تشکر کنم ؛ گاهی شرمندشون میشم پست های وبم از نظر محتوا مناسب سن آنها نیست هرچند سعی میکنم با ارتباط از طریق کامنت مرتب وپست های کاریکاتور و طنز قدمی برایشان بردارم .


- واما تشکر ویژه که باعث این میان پست شده از یکی از خواهری های مهربونم است که برای همیشه حق استادی را بر ذمه ام گذاشتند و مدتی است که باصبوری ساخت محتوای آموزشی رو با کامنت بهم آموزش دادند و من هم سعی کردم شاگردی خلف برایش باشم و امروز با وجود اصلاحاتی که برکارم وارد بود ولی زحمتاش نتیجه داد و اولین محتوای آموزشی ام رو ساختم و از این موضوع بسیار خرسندم و برای همیشه سرتعظیم فرود میارم و برآستان حضرت دوست سجده شکر به جا میاورم.


نتیجه این که ما اگر بخواهیم می توانیم دنیای مجازی رو وسیله آرامش و یادگیری خود قرار دهیم

علیرغم نظربعضی دوستان که گاهاً آن را سوهان روح می دانند....


نردبان راسنگین نکیند؛

 

 

 

شرررررررررررررررر ح  حالا شرررر یا شرح ؟؟!! 

 

پيتردراكرمي‌گويد بسياري از آنچه ما مديريت مي‌ناميم دشواركردن كار افراد است.

 

اين تصوير، گفته دراكر را نمايش مي‌دهد. مديراني هستند كه دوست دارند سازمان را به روش‌ها و تكنيك‌هاي مختلف مديريتي مجهز كنند با اين هدف كه مديريت بهتري انجام دهند يا شايد هم خودي نشان دهند بدون اينكه در نظر داشته باشند كه چه هزينه‌هايي به سازمان تحميل خواهند كرد و چه منابع و فرصت‌ هايي را نابود خواهند كرد. اين مديران عاشق موج‌هاي مديريتي هستند تا بر آن‌ها سوار شوند و اهداف خود را دنبال كنند.

نردبان كار سازمان را خود را تنها به آن ابزار و تكنيك‌هاي مديريتي مجهز كنيد كه آن را به نردبان مؤثرتري تبديل كند نه اينكه آن را غيرقابل استفاده كنید. براي اين كار بايد ملاحظات مختلفي را در نظر داشته باشيد.

                                                                                                        شرح از امیدوار، مجید

 

نکته های فرزامی :

 

باهورکنید این دفعه به شرح آقا مجید بسنده میکنم.میخوام به آقا پیتر دراکر چندتا حرف خودمونی بگم

ای بابا نمیدونی مگه این روش چند تا مزیت داره خوب ؟؟ تخصیرخودت نیس تخصیر محل زندگیته خوب.

یکی کلاس کار، دوم مخفی کردن شخصیت واقعی ،اگر دیگران یه روزی بفهمن تو از مدیریت چیزی نمیدونی اومدی با آزمایش و خطا مدیرشدی و اونم از اون مدیرخوبا جلوه کنی هاااا ،خدا میدونه حداقلش چقدر تاوان درونی وبیرونی داره بهدشم تو میمونی و خدای مهربونی هاااا.

هرچند اینجا اینقدر مهربونی موج میزنه شبیه موج مدیریتی باطول موج محبت که هیچکس حاضر نیستند کسی و خراب کنه !!!

 

آقا دراکر فک کردی اینجا خارجه هسسسس ؟؟!!!

 

یه چیزی دیگه رو هم به عرض شما برسونم ما اینجا مدیرهای خییلی مدیرهم داریم یه موقع فک نکنی همه مهربونندخدا نکنه به نامهربونشون بر بخوری دیگهههه دیگههههه

 

منبع : ظرف قورمه سبزی؛ مگه چیههه ؛خوب یه نوع منبع

 

تفکر

 

ساعت تفریح :

 

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ،یک مورد تحقیق به یادماندنی


اتفاق افتاد.


شکایتی از سوی یکی از مشتریان به کمپانی رسید . او اظهار داشت که هنگام خرید یک بسته


صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است . بلافاصله با تأکید و پیگیری های مدیریت ارشد


کارخانه این مشکل بررسی ،و دستور صادرشد که خط بسته بندی اصلاح گرددوقسمت فنی و


مهندسی نیز تدابیرلازم را جهت پیشگیری ازتکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید. مهندسین نیز


دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند :


پایش (مونیتورینگ) خط بسته بندی با اشعه ایکس. به زودی سیستم مذکور خریداری شد


و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ،دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهایی با دقت بالا


نصب شده و خط مزبور تجهیز گردید.


سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا ازعبور


احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.


نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ، مشکللی مشابه نیز در یکی از


کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود، اما انجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا


به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرج تر حل کرد:


تعبیه یه دستگاه پنکه در مسیر خط بسته بندی !!!! تا قوطی خالی را باد ببرد

 

Alwayz look for simple soulutions