یلدا آریایی

شب یلدا

 

شب یلدا یعنی یه شب خاطره انگیز در کنار اعضاء خانواده ،

 

یه شب که باید قدر آن رابدونیم ویه دقیقه اضافه

 

( یه دقیقه طلایی ) اونوغنیمت بشماریم .

 

فقط دوست دارم حواسمون جمع باشه ممکنه در همین

 

نزدیکی های ما فرزندی ،مادری ، پدری ، خواهر یا برادری

 

و شاید دوستی  آرزو دارند جمع صمیمی ما راداشته باشند

 

و به هردلیلی این موقعیت را ندارند. اگر تونستیم

 

با هر روش ممکن کمکشون کنیم و اگر نتونستیم

 

حداقل به یادشون باشیم . شاید اونا ندونن ولی ما که

 

خودمون میدونیم به فکرشان بودیم و در غمشون شریک بودیم.

 

راستی یه تجربه عینی سالهای تدریسم این بود که فردای

 

اعیادمذهبی و ملی و شب ها و روزهای به یاد موندنی که

 

به کلاس می رفتم ، یا خاطره آن را در حد توانم  در کلاس

 

برای دانش آموزانم با گرفتن جشن کوچکی تداعی می کردم.

 

 یا اگر امکانش نبود و احساس میکردم در جمع ما کسی هست

 

که شاید مثل بقیه  نبوده ، برایش دلایل قانع کننده می آوردم

 

که افرادی غیر ازاو نیز ممکن است این شرایط را داشته باشند

 

  فقط باید یادبگیرد چطور خود را با این شرایط وفق دهد

 

و این یعنی موفقیت .

 وقتی دانش آموزانم احساس میکردند همراهی ازجنس

 

خود پیدا کردند با یه لبخند کودکانه در دنیای شیرین کودکی

 

 خود قشنگ تر ازقبل  به زندگی ادامه می داند.

عمرتون صد شب یلدا

 

دلتون قد یه دریا

 

تویه این شبایه سرما

 

یادتون همیشه با ما

 

یلدا مبارک بر همه

 

خوش بگذرد دوستان

 

زیاد پر خوری نکنید نگی نگفتیا


مرورمطالب مدیریت

سازمان پارندی:

این ساختار که بااسامی دیگری نظیر سازمان شبدری ،ساختار فدرالی ،سازمان آفتاب پرست و مواردی از این قبیل توسط دانشمندان مختلف ارائه شده است . مشخصه اصلی آن همانا بهره گیری ازتئوری کوچک زیباست. این ساختارهای کوچک ،منعطف و دارای هسته مرکزی قوی هستند و فعالیت استراتژیک را از طریق درون سپاری و فعالیت های غیر استراتژیک را از طریق برون سپاری انجام میدهند اما کنترل و نظارت توسط هسته اصلی سازمان که کوچک و لی بسیار قوی و دانش محور است انجام می شود .

 به اختصار می توان گفت این ساختارها همانند حکومت های فدرال همزمان از مزایای بزرگی و کوچکی ساختار بهره گرفته و از محدودیت های آن ها اجتناب میکنند . شرکت های بزرگ نظیر سونی و فیلیپس در حال حاضر از این ساختار بطور جدی استفاده میکنندبه گونه ای که به رغم وسعت فعالیت های عملیاتی شان در گستره جهانی ، از طریق واحدهای سلولی و فدرالی با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات نسبت به مدیریت واحدهای تابعه اقدام میکنند.

منبع : جزوات دانشگاه

کاریکاتور مدیریت

حکایت های مدیریتی

خارپشت ها

زمستان بسيار سختي بود. آن قدر سرد بود كه برخي از حيوانات جنگل يخ زده بودند. برخي حيوانات كه گروهي زندگي مي كردند دور هم جمع شده بودند زيرا با اين روش مي توانستند بهتر خود را گرم كنند و خود را از مرگ حتمي نجات دهند. خارپشت ها هم خواستند از اين روش استفاده كنند اما با خارهايشان يكديگر را زخمي مي كردند. بايد تصميم مي گرفتند؛ يا خارهاي دوستان را تحمل كنند يا از سرما يخ بزنند.

خارپشت ها آموختند كه زخم هاي كوچك ناشي از همزيستي را بپذيرند چون گرماي وجود دوستانشان مهمتر بود و اين چنين بود كه توانستند زنده بمانند.

منبع :راهکارمدیریت

فرازهایی ازدعای 39- 38صحیفه سجادیه

تسلیت باد :

شهادت سیدالساجدین (حافظ پیام عاشورا) امام زین العابدین به جویندگان راهش و پویندگان طریقش

خدایا ، از تو پوزش میخواهم اگر در حضور من بر مظلومی ستم رفته و من اورا یاری نکرده ام ، و در حق من احسانی صورت گرفته و سپاسگزار آن نبوده ام ، و خطاکاری از من پوزش خواسته و من آن را نپذیرفته ام ، و نیازمندی از من چیزی طلب کرده و من به او نبخشیده ام ، و مومنی برگردن من حقی داشته و من آن را به جا نیاورده ام ، و عیب مومنی بر من آشکار گردیده و آن را نپوشانده ام ، و گناهی به من روی آورده و از آن کنار نجسته ام .

از تو می خواهم که بار سنگین گناهانم را که بر من گرانبار گردیده ، از من برداری ، و از تومدد می جویم بر تحمل بار سنگینی که مرا به زانو در آورده است .   

التماس دعا

مرورمطالب مدیریت

سازمان غیررسمی معمایی برای مدیران؟

شاید بارها اصطلاح سازمان غیر رسمی را شنیده باشید ولی شاید باورتان نشود هربار که در خصوص این موضوع مطالعه میکنم و یا بطور عینی آن را در سازمانها می بینم زیبایی وصف ناشدنی این مبحث ازرفتار سازمانی رابیشترازقبل درک میکنم. وجالب تر این که این مبحث خاطره کنجکاوی ام را در جلسات اول درس رفتار سازمانی مقطع کارشناسی تداعی می کند.

 شاید اون موقع درک واقعی از این موضوع نداشتم که روی چه مبحث مهمی دست گذاشته ام و آنروزها دوستانم متعجب بودند که ما هنوز در پی یادگیری سازمان رسمی هستیم وشما جلوتر به دنبال شناخت سازمان غیررسمی هستید؟

حال در پاسخ سوال دوستانم می توانم بگویم اگرچه درروزهای اول تحصیلم افکارم خیلی سمت و سوی علمی نداشت ولی احتمالا منشا کنجکاوی ام شهودی بوده و این الهام را به همراه داشت که اگر مدیران به سازمان غیررسمی بعنوان سایه سازمان رسمی توجه نکنند و بطور غیرمستقیم درجهت حذف آن تلاش نمایند ، سازمان رسمی آنهامحکوم به فناخواهد بود . یک مدیر توانمند و با تدبیر هرگز در صدد از بین بردن این سازمان بر نمی آیدبلکه باید تلاش کند اهداف سازمان خودرا به واسطه این سازمان محقق نماید.

هرمدیری بایدبه این موضوع واقف باشد که به مبحث سازمان غیررسمی با ظرافت خاصی بنگردواگر بالاترین امکانات را در اختیار کارکنان خود قرار دهد ولی نتواند سازمان غیررسمی خودرا بشناسد و از طریق افراد ذی نفوذ آن را به کنترل خود درآورد آب درهاونگ کوبیدن است .

لازم به ذکر است افرادی که به عضویت این سازمان ها در می آیند دارای و جوه اشتراکاتی می باشند و از بین خود فردی را بعنوان رهبر گروه غیر رسمی بر می گزینند که در بین آنان نفوذ شخصیتی (کاریزمایی) داشته باشد تا نفوذ قانونی و سلسله مراتبی .

منبع : جزوات دانشگاه

مرورمطالب مدیریت

مدیریت علم است یا هنر ؟

برخی معتقدند مدیریت اساساً موروثی است و دردرون فیزیک افراد قرار دارد و به هنگام تولد ظاهر می شود و اکتسابی نیست و برخی از اندیشمندان مدیریت معتقدندکه مدیریت امری اکتسابی ، قابل یادگیری و انتقال و مانند سایر علوم دارای فرایندها و تکنیک های خاص خود می باشد .

در یک جمع بندی مدیریت دارای هر دو وجه می باشد ولی با گذشت زمان و در شرایط فعلی که دائماً همه چیز در حال تغییر و تحول است و خلاقیت و نو آوری امری اجتناب ناپذیر برای رشد و بقاء و حفظ مزیت رقابتی تلقی می شود سهم علم بودن مدیریت پیشی گرفته است .

منبع : جزوات دانشگاه

مطلب خواندنی

اوبونتو و فرهنگ سازمانی

یک پژوهشگرانسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بومی یک بازی را پیشنهاد کرد
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود
هنگامی که فرمان دویدن داده شد ، آن بچه ها دستان هم را گرفتند و بایکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند. وقتی پژوهشگر علت این رفتار آن ها را پرسید وگفت درحالی که یک نفراز شما می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود،چرا از هم جلو نزدید؟ آنها گفتند ": اوبونتو"* ؛ به این معنا که: "چگونه یکی از ما می تونه خوشحال باشه، در حالی که دیگران ناراحت اند"؟

اوبونتو" در فرهنگ "ژوسا" یعنی : من هستم، چون ما هستیم"
 در یک سازمان هم اگر تفکر مدیر و کارمندان بر این اصل استوار باشد که سازمان وجود دارد و ما در کنار آن وجود داریم؛ تمامی کارکنان و پرسنل بقای خود را در گرو بقای سازمان یا کارخانه یا... می بینند و با تمام وجود برای پیشرفت آن تلاش می کنند.

منبع :سایت مدیران ایران

مطلب خواندنی

خود را مجبور به پیشرفت کنید

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سالهاست که ماهی تازه ندارد.بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن،قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهیها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.

برای حل این مسئله، شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.آنها ماهی ها را می گرفتند آنها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزنهایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را درمخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس ازکمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند.آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند.متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به  ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.

آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید، چه پیشنهادی می دادید؟  ثروت زیاد  به محض اینکه شما به اهدافتان می رسیدمثلاً " یافتن یک همراه فوق العاده خوب ،تأسیس یک شرکت موفق، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر  "ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن  تمایل نداشته باشید.شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست میدهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می رسد و هرگز موفق نمی شوند و ملاکین واجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.

این مسئله را "رون هوبارد" در اوایل سال های۱۹۵۰دریافت:

"بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت عجیبی پیشرفت می کند. "

  منافع و مزیتهای رقابت  شما هر چه با هوش تر، مصرتر و با کفایت ترباشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید. اگربه اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طورپیوسته در چالش ها پیروز شوید، خوشبخت وخوشحال خواهید بود.و اما چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه میدارند؟

برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن میاندازند.کوسه چند تایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند.زیرا ماهی ها تلاش کردند.توصیه :-  به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .- از بازی لذت ببرید .-

 اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید. ضعف شما را خسته می کند، به جای آن مشکل را تشخیص دهید . عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.- اگر به اهدافتان دست یافتید، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان رابرطرف کردید برای حل اهداف گروه، جامعه وحتی نوع بشر اقدام کنید .- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید، در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید وببینید که واقعاً چقدر می توانید ..........

منبع : سایت مدیران ایران

فرازی ازدعای 35صحیفه سجادیه (به مناسبت روز جهانی معلولین )

خدایا،برمحمد و خاندانش درود فرست و مرابر آنچه برایم مقدر نموده ای ، دلخوش کن ،و سینه مرا در برابر آنچه وسیله تقدیر توست ، فراخ ساز ، و به من چنین اطمینانی بخش که با تکیه برآن ، اقرار کنم قضای تو جزءبه نیکی روا نگشته است ، و تورابیشتر در برابر آنچه از من باز داشتی سپاس گویم تا در برابر آنچه به من ارزانی روا کرده ای .

" آن کس که عاجز از خلق لحظه هاست معلولست "

امروز فارغ از هردغدغه ای بیشتر از قبل خود را وقف عزیزانمان کردیم و در گرامیداشت روزشان ( سوم دسامبر -روز جهانی معلولین ) از چشمانشان گوشهایی شنواتر از گوش هرانسان شنواواز گوشهایشان چشمانی بیناتر ازهرفرد بینا ساختیم و تمام انچه را که می خواستیم با شیواترین کلام به آنها انتقال دهیم ترجیحا با سکوتی سرشار از تمام احساسمون که مترجم عشقمان بود ساده و صمیمی گفتیم.آنها از دیرباز با این زبان آشنا هستند.

به آنها گفتیم:

-اگر امسال تقویم از یاد آوری روز شما باز ماند ،ما شمارا هرسال درخاطره انگیز ترین قسمت تقویم زندگیمان ثبت می کنیم .

 - معلولیت ، محدودیت نیست و ما از خدا یاری می خواهیم که شما رادر صرف شعار خواستن ، توانستن است بیشتر از قبل کمک کنیم.

- شما بهشتیان روی زمین هستید ،شاید می خواهیم با کمک شما برای خودمان پیشاپیش بهشتی بسازیم که معمار ان شما باشید.

- ما باورتان داریم و برای این که جامعه را به این باور برسانیم از جان و دل ،شب و روز و خستگی ناپذیر تلاش می کنیم و در این راه از خدا و دوستانمان کمک می گیریم .

- لبخندو بعضاّ غصه هایمان راهر صبح با یکدیگر شروع میکنیم .چون شیرینی زندگی به درک متقابل شادی و غم های یکدیگر است. با نگاه سرشار ازسکوتمان که بیانگر هزاران ناگفتنی است الگویی عملی می شویم برای تمام کسانی که با شیواترین کلام ها به دنبال انتقال احساسشون هستند.

-ما در کنار شما صبر ،عشق و زندگی را هرروز قشنگ تر از روز قبل تجربه می کنیم .

 و کلام آخر :

- باور کنید هر موقع با شما دست به دعا می شویم خدارا نزدیک تر از همیشه احساس می کنیم وگویی دعاهایمان زودتر از قبل به اجابت می رسد. این را باید تجربه کرد .

- و لذت خواندن وزمزمه دعای فرج باشما وصف ناشدنی است .وقتی دستان کوچک شما رو به آسمان بلند می شود گویی امام زمان هم بی قرار تر از همیشه برای ظهورش و گشایش در کارهایمان دعا می کند .

خوشگل های من ، روزتان مبارک ، شاد و سلامت باشید

و دعاهایتان مستجاب.

مرورمطالب مدیریت

تئوری جنگل نظریات مدیریت:

کونتز به عنوان صاحب این نظریه معتقداست از آنجا که هر نظریه پرداز در حوزه مدیریت از دیدگاه و منظر خود به مسئله نگاه و تئوری پردازی کرده است جنگلی از نظریات مدیریت شکل گرفته است . استعاره جنگل نشانگر این است که درختان بصورت تصادفی ایجاد و رشد می کنند و به دلیل عدم شفافیت در فرایند انبوهی از درختان ایجاد می شود که اگر نقشه و راهنمای درستی نداشته باشیم در این جنگل گم خواهیم شد. وی معتقداست جنگلی از نظریات مدیریت شکل گرفته است و بدون نقشه و راهنمای صحیح در لابه لای این نظریات گرفتار و بعضا ازدرون این نظریات امکان خروج پیدا نخواهیم کرد .بنابراین نگاه مطلق اعم از رد یا قبول این نظریات کار بسیار مشکلی است مگراین که نقشه و راهنمای صحیحی برای انتخاب مسیر داشته باشیم .

منبع: کتب وجزوات دانشگاه

داستان مدیریتی /تامل برانگیز

        کلماتت را خوب انتخاب کن

روزي خانمي سخني را بر زبان آورد كه مورد رنجش خاطر بهترين دوستش شد ، او بلافاصله از گفته خود پشيمان شده  و بدنبال راه چاره اي گشت كه بتواند دل دوستش را بدست آورده و كدورت حاصله را برطرف كند .  

او در تلاش خود براي جبران آن ، نزد پيرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا ،‌ از وي مشورت خواست . پيرزن با دقت و حوصله  فراوان به گفته هاي آن خانم گوش داد و پس از مدتي انديشه ، چنين گفت : " تو براي جبران سخنانت لازمست كهدو كار انجام دهي و اولين آن فوق العاده سختتر از دوميست . "

خانم جوان با شوق فراوان از او خواست كه  راه حلها را برايش شرح دهد .

پيرزن خردمند ادامه داد : " امشب بهترين بالش پري را كه داري ، ‌برداشته و سوراخ كوچكي در آن ايجاد ميكني ،‌ سپس از خانه بيرون آمده  و شروع به قدم زدن در كوچه و محلات اطراف خانه ات ميكني و در آستانه درب منازل هر يك از همسايگان و دوستان و بستگانت كه رسيدي ،‌ يك عدد پر از داخل بالش درآورده و به آرامي آنجا قرار ميدهي . بايستي دقت كني كه اين كار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح  تمام كرده  و  نزد من برگردي تا دومين مرحله  را توضيح  دهم  "

خانم جوان بسرعت به سمت خانه اش شتافت و پس از اتمام كارهاي روزمره خانه ،  شب هنگام شروع به انجام كار طاقت فرسائي  كرد كه  آن پيرزن پيشنهاد نموده بود . او با  رنج  و زحمت فراوان و در دل تاريكي شهر و در هواي سرد و سوزناكي كه  انگشتانش از فرط آن ،  يخ زده بودند ،  توانست كارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پيرزن خردمند بازگشت.

خانم جوان با اينكه بشدت احساس  خستگي  ميكرد ،  اما آسوده خاطر  شده  بود  كه  تلاشش به نتيجه رسيده و با خشنودي گفت :‌ " بالش كاملا خالي شده است "

پيرزن پاسخ داد : " حال براي انجام مرحله دوم ، بازگرد  و بالش خود را مجددا از آن پرها ،‌ پر كن ، تا همه چيز به حالت اولش برگردد ! "

خانم جوان با سرآسيمگي گفت : " اما ميدوني اين امر كاملا غير ممكنه ! اينك باد بيشتر آن پرها را از محلي كه قرارشان داده ام ،‌ پراكنده است ، ‌قطعا هرچقدر هم تلاش كنم ، ‌دوباره همه چيز مثل اول نخواهد شد ! "‌  

پيرزن با كلامي تامل برانگيز گفت : " كاملا درسته ! هرگز فراموش نكن كلماتي كه بكار ميبري همچون پرهائيست كه در مسير باد قرار ميگيرند .  آگاه باش كه فارغ از ميزان صمميت و صداقت گفتارت ، ديگر آن سخنان به دهان بازنخواهند گشت.

 بنابراين در حضور كساني كه به آنها عشق مي ورزي ،‌ كلماتت  را خوب انتخاب كن"

منبع:سایت مدیران ایران

جملات بزرگان

جورج برنارد شاو :

  - اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.

  - وقتی چیزی خنده‌دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

جرج آلن :

اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند.

آلبرت انيشتين :

زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي .

توماس براس :

ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است .

انيشتين :

 اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت.

 

حکایت های مدیریتی

شاگرد و راهب

مثل انگلیسی:  یه صبح مه آلود نمیتونه دلیلی واسه ابری بودن اون روز بشه

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ،بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره  ، اونم بزحمت .

استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "

شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "

پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه  . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا  نمکها  رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه .  شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .

استاد اینبارهم از او مزه  آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد :کاملا معمولی بود. پیرهندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه  و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه  رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .

 * * *

طول زندگی خیلی کوتاهتر از عرضشه

 منبع: سایت مدیران ایران

تامل برانگیز

                 

                        کتابت را جا بگذار 

گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی رقتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی  رها می‌کند، هویت خود را آشکار نمی‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: "شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند." رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد.

او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش. در فرانسه کتاب‌های در حال گردش از 10 هزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را می‌شود به نوعی "کمپین کتابخوانی" یا "کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب" در نظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد.

حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کم‌کم از ترکیه نیز سر درآورده است. در ترک‌بوکو – یکی از شهرهای ساحلی ترکیه – کنار دریا قدم می‌زدم که کتابی روی شن‌ها توجهم را جلب کرد. فکر کردم حتما صاحب کتاب‌ فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش داشتم و همین‌که چشمم به صفحه اولش افتاد؛  از خوشحالی در پوست خود نگنجیدم. در صفحه اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود:

"من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوش‌تان بیاید. اگر از آن خوش‌تان آمد بخوانید و گرنه در همان نقطه‌ای که پیدایش کرده‌اید، بگذارید بماند اگر کتاب را خواندید شماره‌ای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید."

در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهم را جلب کرد: "خواننده شماره سه در ترک‌بوکو". پس تا به‌حال سه نفر که همدیگر را نمی‌شناسند این کتاب را خوانده‌اند. طبق اصلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر بُدروم مطالعه‌ی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.

برای این سنت جدید کتابخوانی سایت اینترنتی‌ای راه‌اندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتاب‌هایی که رها کرده‌اند، بپردازند. توصیه می‌کنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید. طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از 2 میلیون و 500 هزار جلد کتاب که اطلاعات‌شان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه‌ی بزرگ است. از این به بعد اگر در کافه، در لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن است با یک جلد "کتاب در گردش" روبرو شده باشید... (به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهر کتاب)

منبع :روزنامه شرق

 

عزاداری محرم

عزاداریهایتان قبول و التماس دعا

 

مطلب خواندنی

آشنايي با انواع گردهمايي‌ها :

 كنفرانس:

كنفرانس از لفظ لاتين «Conferanca» گرفته شده است و در اصل به معني مقايسه است، اما در اصطلاح به مجالسي گفته مي‌شود كه در آن عده‌اي گردهم مي‌آيند و براي حل مسائل گوناگون به گفت‌و‌گو مي‌پردازند.

خواه اين مجالس به امور علمي مربوط باشد، خواه اجتماعي يا اقتصادي. در ضمن به جلساتي كه براي تنوير افكار مردم داير مي‌شود و در آن شخص درباره يك مساله علمي يا اجتماعي يا اقتصادي سخنراني مي‌كند، ‌كنفرانس گويند. همچنين جلسه‌اي را كه شخصي به پرسش‌هاي روزنامه‌نگاران يا نمايندگان خبرگزاري‌ها پاسخ دهد، كنفرانس مطبوعاتي گويند.

2- كنگره :


كنگره به معني مجلس و مجمع است. ليكن در مفهوم خاص خود به تجمعي گفته مي‌شود كه براي مشورت به وجود آيد؛ بنابراين لفظ كنگره را مي‌توان به مجامعي اطلاق كرد كه در آن، افرادي گردهم آيند و پيرامون موضوع مربوط به منابع عمومي و مسائل مشترك تبادل‌نظر كنند و به بحث و گفت‌و‌گو پردازند. از اين نظر تجمع طرح مسائل علمي و ادبي يا جلسات بررسي مطالب سياسي و اجتماعي، تفاوتي ندارند و همه آنها كنگره ناميده مي‌شوند. لفظ كنگره بيشتر در مواردي به كار رفته است كه عده‌اي از سياستمداران با اختيار تام گردهم آمده و درباره يك مساله مهم سياسي از قبيل عقد قراردادهاي بين‌المللي مثل خاتمه دادن به دوران جنگ و خونريزي و برقراري صلح و همچنين تصويب قوانين تضمين‌كننده حقوق بشر به گفت‌و‌گو و تبادل‌نظر پرداخته‌اند. در برخي از ممالك، مجمع دو مجلس «نمايندگان و سنا» را كنگره مي‌نامند. امروزه به جاي كنگره بيشتر لفظ كنفرانس را به كار مي‌برند.

بقیه درادامه مطلب

ادامه نوشته

فرازی ازدعای 24صحیفه سجادیه

نیایش سیدالساجدین در حق پدر و مادرش:

-خدایا؛ آن دو را به پاس آن که پرورشم داده اند ،نیک پاداشی ده و چون مرا عزیز و گرامی داشته اند ،ثوابی بزرگ عطایشان کن ، و در مقابل حفظ و حمایت من در خردی ، جانب ایشان را نگاه دار.

- خدایا ؛ آوای مرا در برابر ایشان نرم و آهسته گردان ،وسخنم را خوشایندشان ساز ،و مرا با آن دو نرمخو کن ، و مرا دلسوز ایشان قرار ده ، و چنان کن که با آنان خوش رفتار و غمخوار شوم .

- خدایا ؛ هر آزاری که از من به آن دو رسیده ، و هر ناپسندی که از من در حق ایشان سرزده ، و هر حقی از آن دو را که من تباه کرده ام ، همه را سبب آمرزش گناهانشان و بلندی مرتبه شان و افزونی حسناتشان قرار ده ؛ای آن که بدی ها را به چندین برابر نیکی ها دگرگون می سازی.

- خدایا برمحمد و خاندان و فرزندانش درود فرست و پدر و مادر مرا به برترین پاداشی که ویژه پدران و مادران بندگان مومن خود کرده ای ، ویژه گردان ، ای مهربانترین مهربانان .

- خدایا چنان کن که پس از هر نماز خود ، و در هرزمان دیگری از شب ، و در هر ساعتی از روز ، به یاد آنان باشم .

منبع : رضایی ، محمد رضا.صحیفه سجادیه امام زین العابدین( ع ).نشر جمال . ۱۳۸۱.

 تقدیم به روح بلند پدرفداکارم ؛

(فردای عاشورای هرسال ، یادآورخاطره آن سالی است که زودتر از سالهای قبل به استقبال خزان رفته بودی )

و همه زندگیم:مادرمهربانم.