سرعت مطالعه

ژاپنی ها 1200 کلمه در دقیقه کتاب می خوانند و ایرانی ها 150 کلمه در دقیقه و میانگین جهانی 800 کلمه در دقیقه

بنظر شما سرعت مطالعه ما چند کلمه در دقیقه است؟

مدیریت امام حسین ( ع )

مدیریت امام حسین ( ع ) در پرتو آیات قرآنی

 

 

ادامه نوشته

زندگینامه برادران خیامی

زندگینامه برادران خیامی بنیانگذاران ایران ناسیونال و پیکان در ایران

در سال 1303 خورشیدی در خانواده سید علی اکبر خیامی، مرد روحانی مشهدی، که همیشه شال سبزی به سر می‌بست پسری به دنیا آمد که نامش را احمد گذاشتند. سید علی اکبر از هفت سالگی احمد را به مدرسه فرستاد به این امید که درس بخواند و طبق سنت آن روزگار، کارمند دولت و حقوق بگیر شود امّا احمد عاشق کارهای صنعتی به خصوص سر و کلّه زدن با اتومبیل بود. همین که از مدرسه بیرون می‌آمد یک لُنگ می‌گرفت و به شست و شوی اتومبیل‌های کوچه خیابانها می‌پرداخت و با به دست آوردن پول از این راه به بودجه خانواده کمک می‌کرد.

کمی که بزرگتر شد چند آچار و پیچ و مهره و گاز انبر خرید و در کوچه، خیابانها تعمیرهای ساده اتومبیل را هم انجام می‌داد. بعضی‌ها ادعا می‌کردند لنگی را که احمد خیامی در نوجوانی با آن به شستشوی اتومبیل می‌پرداخت در خانه مجلل سه و هفت هزار متری اش واقع در انتهای زعفرانیه به چشم دیده‌اند که در اتاقش آویزان کرده و به آن افتخار می‌کرد. امّا دیگران ادعا می‌کنند چنین لنگی وجود نداشته است. امّا خاطره اتومبیل شویی‌های نوجوانی همیشه در ذهن خیامی زنده بود و او همواره با افتخار می‌گفت که در سرمای زمستان مشهد گاه آن قدر روی اتومبیل‌ها کار می‌کرد که دستهایش ترک می‌خورد و او ناچار می‌شد پیه داغ کرده روی آن بریزد تا زخم آن التیام پیدا کند. مردان خود ساخته از این خاطره‌ها زیاد دارند و احمد خیامی مردی خود ساخته و خاکی بود.


 

جملات بزرگان مدیریت


آسانترين روش رشد و تعالي در آن است كه اطراف خود را با انسان‌هاي با هوش‌تر از خود پر كنيم!

دکتر رابینز

مشکلات مانع کار نیستند ، بلکه درسی برای آموختن ما آورده اند !
 


 

مطلب خواندنی

باورهایتان را باور کنید

ادامه نوشته

هوش عاطفی

 

هوش عاطفی

ادامه نوشته

یک تصمیم


*یک تصمیم*

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن،آگهی درگذشت خود را بخواند!
شاید شنیده باشید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد،روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفردوقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفردنوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!"

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این
گونه بشناسند؟

سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد
کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.

امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل،
جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.


*یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!*


*ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است*