تبریک سال نو

یا مقلب القلوب و الابصار

 

یا مدبر الیل و النهار

 

یا محول الحول و الاحوال

 

حول حالنا الی احسن الحال

 

 

دوستان عزیزم،به دنبال تصویرومتن زیبا یی بودم که به بهانه آن عید

 

را به شما عزیزانم تبریک بگویم به احترام زحمت و تلاش همکاران و

 

دانش آموزانم زیباتر از سفره هفت سین و متنی که بیانگر احساسم

 

نسبت به محیط کارم بود نیافتم. می خواهم به شیوه آذر جون

 

به وصف حال و هوای مجتمعمون بپردازم هرچند که قلمم

 

به توانمندی ایشان نیست . امسال زودتر از سالهای قبل بهار به مجتمع ما

 

سرزده . دل بچه های ما با هدایای مقام معظم رهبری شاد شد و با

 

پیشنهاد برگزاری جشنواره سفره هفت سین همکاران و دانش آموزان

 

و انتخاب سفره هفت سین برتر توسط خود آنان زودتر به استقبال نوروز

 

باستانی رفتیم .و جا دارد تشکر کنم از مدیریت وب تلاشگران که

 

با گرفتن چند موسیقی سنتی از وب ایشان و پخش اون درساعت

 

تفریح ، شادی دانش آموزانم را مضاعف نمود.

 

وباور کنید دیدن شادی کودکانه دانش آموزانم مرا به دنیای

 

شیرینی کودکیم می برد که برای آمدن

 

 و پوشیدن لباس عید لحظه شماری می کردیم

 

و تا شب عید بیچاره لباس عیدها.

 

واین قصه زمانی قشنگ تر بود که با تشکیل نمایشگاه و دیدن هفت 

 

سین و بویژه ماهی هایش ذوق غیر قابل وصفی رو در چهره

 

دانش آموزانم می دیدم.

 

علیرضا نوآموز ۶ساله گروه ناشنوا که به هرتغییری در مجتمع

 

عکس العمل های مناسبی نشان می داد این بار نوبت ماهی های بود .

 

هرصبح دستمومی گرفت تاباهم بریم حال و هوای ماهی هارو بررسی

 

کنیم .فک کنم ماهی ها متوجه احساس من و علیرضا شده بودندو 

 

هرصبح برامون ناز می اومدند و خودشون به مردن می زدندو

 

روی آب دراز می کشیدند .و با تقه زدن به تنگ از خواب ناز بیدارمی شدند

 

و جای همتون خالی بودببینید علیرضا چقدر از دیدن این لحظه

 

شادی می کرد و هیچ دوربینی نمی تواند این صحنه را به تصویر

 

بکشد وبرای خود تداعی کند جزءکسی که عاشق بچه ها باشد.

 

سالی سرشار از سلامتی و موفقیت برایتان آرزومندم

 

لحظه لحظه زندگیتون بهاری

تولد

 

تولد سراسر نور حضرت زینب کبری ( س ) خواهر امام حسین ( ع )

 

و بزرگ پرستار دشت کربلا را به جامعه پرستاران تبریک عرض می نمایم.

 

انشاءا... بتونیم قدردان آنها باشیم.

 

گمشده

" هر آنچه از من بر می آمد"

 

خدایا تصورش قلب هر انسانی را به درد می آورد،

 

خودت کمکشون کن.

 

این طفل معصوم که عکسش در پایین متن هست گم شده...



خواستم منم بگم که:



هر کس که می تونه اینو تو وبلاگش بذاره تا بقیه هم

 

 

در جریان باشن شما جای بابا مامانش باشید

 

 

چی بهتون می گذره. کمک کنید تا آن ها نیز  به همراه بچه شان 

 

 

بتوانند با شادی به استقبال عید وسال جدید بروند.

 

 

 ممنونم از مهربونیتون

 

 

 

منبع : به پیشنهاد مدیر وب ورزش و زندگی

 

 

برادر بزرگوارمون آقای احمدی

جمله تامل برانگیز

 

«...برای کشتیهای بی حرکت،

 

 

موجها تصمیم میگیرند…»

 

مطلب خواندنی

 

میزان فاصله ی قلب آدم ها و تٌن صدا

 

استادى از شاگردانش پرسید:

 

چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟


چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند

 

و سر هم داد می‌کشند؟
 

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:


چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم
 

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است

 

امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟


آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین

 

هستیم

 

داد می‌زنیم؟ 
 

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد

 

را راضى نکرد.
 

سرانجام او چنین توضیح داد:


 

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از

 

یکدیگر فاصله می‌گیرد.


آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.


هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است

 

و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.
 

سپس استاد پرسید:


هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

 
آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند.

 

 چرا؟

 

چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.


فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.
 


استاد ادامه داد:


هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

 

آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا

 

می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.


سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه

 

می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها

 

باقى نمانده باشاين همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست است

 

که  خدا حرف نمی زند اما همیشه صدایش را در همه وجودت مي توانی

 

حس کني اينجا بین انسان و خدا هیچ فاصله ای نیست می توانی در اوج

 

همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی.

 

 خدایا....
               یاری ام کن
                                  تا اگر چیزی شکستم 
                                                                     دل نباشد

 

منبع:ایمیل یکی ازدوستانم

لطیفه های مدیریتی:

كار تيمي:

 

كار تيمي همواره ضروري است ، چون به شما اجازه مي‌دهـد

 

تـا درصورت بروز مشكل، فرد ديگري را نكوهش كنيد!

 


منبع : سایت راهکار مدیریت

کیفیت زندگی خود را بررسی کنید


دوست عزیزم این تست از طرف یکی ازدوستانم در مدیران ایران

 

برایم ارسال شد گفتم شاید برای شما هم جالب باشد.

 

مرکز پژوهشی علوم اعصاب شناختی رفتار ، امکان بررسی

 

کیفیت زندگی را به صورت آنلاین برای کاربران خود،فراهم نموده است ؛ 

 

 کاربران می توانند با تکمیل ابزار  طراحی شده ، کیفیت زندگی خود

 

را در 8 بعد زیر مورد ارزیابی قرار دهند.

 

 

 - فعالیت فیزیکی 

 


 - ایفای نقش جسمی


 

 - درک کلی از سلامتی

 


 - ایفای نقش عاطفی

 

 

 - ایفای نقش اجتماعی

 

 

 - سلامت روان

 


 - نشاط

 


 - درد جسمی

 

 

این  ابزار در 5 صفحه طراحی شده است و  15 - 20 دقیقه از وقت

 

شما را خواهد گرفت .

 

 

برای تکمیل فرم می توانید به نشانی زیر مراجعه فرمایید :

 

 

http://www.ourbrain.net/Asra.aspx

 

 

منبع :سایت مدیران ایران

مطلب خواندنی

 

زندگی شاد چیست؟زندگی پرمعنا کدام است؟

 

استیون هاوکینگ می گوید معنای زندگی هر فرد همان است که خود انتخاب می کند

 

شادی و زندگی معنادار و هدفمند از مهمترین عواملی هستند که مردم خوشبختی خود را با آن می سنجند.

بااینکه زندگی شاد و با معنا با هم در ارتباط متقابل هستند اما دانشمندان می گویند این دو کاملا با هم

تفاوت دارند.سلامتی، دوست داشته شدن، موفقیت در کار، بزرگ کردن فرزندانی سالم، خدمت به کشور

 یا پایبندی به اعتقادات معمولا از رموز خوشبختی و رضایت از زندگی به شمار می روند اما هیچکدام نمی

توانند باعث شاد زیستن شوند.این نتیجه تحقیق روانشناسان دانشگاههای فلوریدا، مینه سوتا و استنفورد

است که درویژه نامه "جورنال روانشناسی مثبت" منتشر شده است.

 

زندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟

 

دانشمندان شادی را سعادتی ذهنی تعریف می کنند که تاثیر عاطفی مثبتی بر فرد می گذارد و این تاثیر در

تمام جوامع و فرهنگها یکسان است. شادی می تواند از چیزهای کوچک نشات بگیرد مثلا پیدا کردن

 گردنبند گمشده یا از رویدادهای مهمتر مثل پایان گرفتن جنگ. شادی، عواطف و احساسات مثبت و

خوشایند با خود می آورد و باعث می شود فرد ارزیابی مثبتی از زندگی خود داشته باشد.

شادی ریشه در غرایز و طبیعت دارد. برآورده شدن نیازها و خواسته ها شادی می آورد.

این اتفاقی است که در تمام حیوانات می افتد.

شادی در لحظه و در زمان حال معنی پیدا می کند و "دم را غنیمت است" به نوعی عصاره مفهوم شادی

 و زندگی در لحظه اکنون است.

با این حال، بررسی دانشمندان نشان می دهد شاد بودن ربطی به زندگی معنادار ندارد.

البته شادی و زندگی در لحظه اکنون می تواند عناصری از گذشته را خود داشته باشد اما باز

هم از منظر زمان حال به آن نگاه می شود. به همین دلیل اگر امروز زندگی دردناکی داشته باشیم،

گذشته شاد، به ما احساس خوشبختی نمی‌دهد. شادی چون در حال اتفاق می افتد گذراست

و ثبات به همراه نمی آورد.

ویکتور فرانکل به انتخاب خود به همراه پدر و مادر و همسرش به اردوگاه کار نازیها رفت.

اما زندگی با معنا ریشه ای متفاوت دارد. معنا از ارزشهای فردی و اجتماعی زاییده می شود

بنابراین منشاء فرهنگی دارد. معنا از زبان و فرهنگ و نمادها شکل می گیرد و

 گذشته و حال و آینده را با هم در پیوند و ارتباط معنادار قرار می دهد. با اینکه معنای زندگی

از پیگیری اهداف و ارزشها بوجود می آید اما الزاما شادی به همراه نمی آورد.

 مثلا یک زندانی سیاسی که زیر فشار بازجویی است نمی تواند شاد باشد اما

 می تواند عمیقا زندگی خود را معنادار ببیند.

معنا در گستره زمان شکل می گیرد، مثلا ازدواج را می توان "نوشته ای بر یک تکه کاغذ" دید یا آن را

"پیوند مادام العمر به معشوق" معنا کرد.

ماهیت زندگی تغییر و تحول است و معنا دادن به آن راهی است برای ثبات بخشیدن به جریان پرتلاطم زندگی.

مثلا احساس یک زوج به یکدیگر مرتب و روز بروز تغییر

 می کند اما ازدواج به آن معنایی دائمی و ثابت می دهد. در عمل هم ازدواج به تثبیت رابطه کمک

 می کند چون قطع رابطه را دشوار می کند اما روشن است که ازدواج الزاما زندگی را شادتر نمی کند.

یکی از مهمترین راههای معنا دادن به زندگی پاداش دادن به خود است، از راه برنامه ریزی و تعهد به

اجرای آن که نیاز به انضباط فردی دارد.

بنابراین وقتی فرد با فعالیت و درگیریهای روزمره ای که با هم ربط دارند، هدفهایش را پیگیری و برآورده

کند در عمل به زندگی خود معنا می‌دهد. تحصیل، کسب مهارت، شکل دادن به رابطه ای جدی و

صمیمانه همگی به زندگی معنی می دهند، چرا که گذشته و حال و آینده در راستای هدفی مشخص

یکپارچه می کنند. به نظر دانشمندان هر چه بیشتر برای تحقق این هدفها "خودتان" باشید، زندگی خود

 را معنی دار تر می بینید.

بقیه در ادامه مطلب

منبع : سایت مدیران ایران

ادامه نوشته

عرض ادب و تشکر

" سلامی دوباره ”    از  " فروغ فرخزاد "

 

به پاس حضورسبز و مهربان شما دوست عزیزم . 

 

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ
که با من از فصل های خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آوردند
و به مادرم که در آیینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین که شهوت تکرار من
درون ملتهبش را
ار تخمه های سبز می انباشت
سلامی دوباره خواهم داد
می آیم می آیم می آیم
با گیسویم ادامه بوهای زیر خاک
با چشمهایم تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام
از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم می آیم می آیم
و آستانه پر ازعشق می شود
و من در آستانه
به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده
سلامی دوباره خواهم داد 

 

 باتشکر ازهمه عزیزان.