مطلب خواندنی
برنامه ریزی :
محدود بودن منابع و نامحدود بودن نیازهای انسان همواره عاملی برای تحریک انگیزه و تفکر در انسان است که با این مقوله چکار کنیم .
سازمان ها نیز به عنوان واحدهایی که به دنبال تأمین نیازهای انسان همراه کاهش هزینه مبادله هستند همانند انسان به ضرورت برنامه ریزی پیش از پیش واقفند .برنامه ریزی اولین و مهمترین وظایف مدیران تلقی می شود و با سایر وظایف مدیریت ارتباط داشته ولی بیشترین ارتباط را با کنترل دارد. از سوی دیگر تشخیص فرصت ها وتهدیدات با برنامه ریزی میسر می شود.
برنامه ریزی عبارت است از شناخت وضع موجود و طراحی وضع مطلوب همراه با ارائه ساز و کارهای لازم برای تحقق اهداف ( وضع مطلوب ) .
سلسله مراتب یا هرم برنامه ها عبارت است از :
۱- رسالات ۲ - اهداف کلان ۳- راهبردها ۴- سیاست ها (خط مشی ها )
۵- قوانین و مقررات ۶- برنامه عملیاتی ۷- رویه ۸- روش ۹- بودجه
دامهای برنامه ریزی :
الف : دامهای اصلی فراروی برنامه ریزی :
۱- نارسایی جوهری :
این نارسایی زمانی پدیدار می شود که رسالات ، ارزشها ی اساسی ، فرصت ها و تهدیدات محیطی در فرایند برنامه ریزی در نظر گرفته نشوند .
۲- نارسایی فرایندی :
این نارسایی هنگامی بوجود می آید که نقص و ضعف در فرایند برنامه ریزی وجود داشته باشد . مثلاً عدم شناخت صحیح وضع موجود ، نقص در هدفگذاری ، نداشتن نیروی انسانی متخصص .
ب - سایر خطاها :
- تفویض کامل وظایف برنامه ریزی از سوی مدیر عالی به کارکنان به گونه ای که مدیر عالی اصلاً درگیر برنامه ریزی نشود.
- درگیر شدن مدیر عالی در جز ء جزء فرایند برنامه ریزی و مسائل اجرایی آن.
- طراحی هدف های مبهم و غیر قابل سنجش .
-عدم استفاده از برنامه ریزی بعنوان معیار واقعی ارزیابی عملکرد .
- انعطاف ناپذیری برنامه ها که باعث شکنندگی آنها می شود .
- مجزا قلمداد نمودن برنامه ریزی از سایر وظایف .
- عدم ارتباط بین برنامه ریزی و کنترل .
منبع : دکتر غلامعلی طبرسا
نکته های فرزامی :
اگر به هر یک از خطاها توجه نماییم هریک بطور مستقیم و یا غیر مستقیم به مدیران سازمانها بر می گردد .تصور براین بود که باید از بخش سایر خطاها ظاهراً کمتر احساس خطر میکردیم ولی وقتی با دقت به سایر خطاها توجه میکنیم نقش کوتاهی مدیران در شکل گیری این خطاها پررنگ تر میباشد.
برای مثال فقط به چند عامل از سایر خطاها اشاره میکنم چون پرداختن به هر بخش از برنامه ریزی و مطالعات موردی مرتبط با آن آنقدر گسترده است که از حوصله این بحث خارج است.
- دوعامل اول سایر خطاها به مقوله افراط و تفریط مدیران در امر برنامه ریزی برمی گردد که بازهم مثل همیشه تأکید بر تعادل امری اجتناب ناپذیر می باشد.
- هدف های مبهم و قابل سنجش یکی از عواملی است که برخی مدیران برای پیچوندن اطرافیان به آن متوسل می شوند.آنها بازی با کلمات را به کار می اندازند غافل از اینکه بازی با کلمات برای افراد همسطح خودشون قابل هضم میباشد. چه اشکال دارد اگر ساده و بی ریا بتوانند بگویند چه برنامه هایی رو در دست اقدام دارند؟ الان کجاهستند و میخواهند به کجا بروند؟
آنهابراین باورندکه با بکار بردن کلمات دهن پرکن شأن خودرا بالا بردندولی بی خبر از آنند که جلوی دوربین مخفی اطرافیان خود قرار گرفتند .
منبع : آنچه از دل برآید، لاجرم بردل نشیند













