جشن تنبلی

جشن تنبلی:

دوستان عزیزم سلام

چند وقتی که هر ازگاهی میام به دنیای خاموش وبلاگها سر میزنم و میرم و نمیتونم دست به قلم شم یعنی انگیزه ندارم . تا اینکه ی روز نجما جون منو تشویق کرد که دوباره بنویسم و وقتی گفتم کسی نمیاد بخونه گفت بری دنبالشون میان و حالا ک اومدین خوش اومدین از توع مستمرش... . نجما جون تو یکی از روزهای آخر خرداد بخشنامه ای فرستاد مدارس باموضوع اسامی کتب موجود در آموزش . فک کنم هدفش این بود این یار مهربانی که چراغ خونه همه ی اهل مطالعه قبل از ظهور دوست ناخانده و نامهربان دنیای مجازی بود رو از غربت در بیاره و منم تو این لیست عاشق دو کتابی به نام « جشن تنبلی » و « مشق سفید » شدم . از اقبال خوبم اولیش داستانهای کودکانه بود و دومی دفتر تمرین املا . اولین جشن تنبلی من از همون لحظه آغاز شد

آخه همون موقع یادم افتاد به ضرب المثل مامانم ک میگفت « خدا برا بیکاره مخمل میبافه » منم که از کارهای روزمره خسته شدم و در به در به دنبال تحقق این ضرب المثل بودم وقتی موضوع کتابهای اینطور شد کلی بشکن و برقص کردم گفتم مروااااااااااا به نفس مامانم و ضرب المثلاش ، یاد همصدا بخیر ی روزایی منو تشویق می کرد فرهنگ کتول و ضرب المثلاش بنویسم خدایش شروع کردم ولی از روزی که این بلازده دنیای مجازی ( وایبر و واتس آپ و تلگرام ) سبز کردن همچی رو داغون کردند و حتی همصدای ماهم رفت و ازش خبری نشد . ان شاء ا... هرجا هستند سالم و موفق باشند و با دکترا برگردن . بازم یادم افتاد به ضرب المثل دیگ مامانم که میگه سران پیری ....  . همصدا وبخشیددددددددددد شما جووونیداااا منظورم به خودم بوداااااااا همیطنوری ی دفه سر زبونم اومد. 

و اما قراره من یک تنبلی از خودم بگم و جشنش هم تعریف کنم . فک نکنین میخام از خودم تعریف کنم هرچی به این مغزم صاب مردم فشار آوردم یادم نیومد . فقط میدونم مامانم خیلی از تنبلی اهل و عیال خانه که به خاطر حفظ حرمت فامیلی ناموسا از ذکر اسامی آنان معذورم میگفت و خودم شاهدیک صحنه از تنبلی عینی یکی از این مخمل بافته های اهل اندورن بودم ولی چکنم که جوووونم دوست میدارم نمیگممممم

اره خاهر جووونم براتون بگه بالاخره یکی یادم اوووومد وخدایش به قول مدیرجان آقا نقوی به من نیومده وقتی به گروه خونت نخوره کارت قرمزم بهت میدن.

چمیدونم این سناد ( دانش آموزی ) اینقد غرتی بازی داره تو استثنایی که روزی ی جاشو یاد میگری ، یور دیگ زمین میمونه . خدایش قصدم تنبلی نبود ولی شددددد دیگ و اینکه اقلش منم چیزی واسه تعریف دارم خوشحالم .

یعنی بیاد ی دانش آموز وسط سال بشه چند معلولیتی و من بینوا هر چه چکلیدم نشد تغییر معلولیتش در سناد بدم ، بازم از قضا امسال توصیفی استثنایی بشه سیستمی و سنادی . حالا بیا دانکی رو باقله سوار کن ، رفتیم نمراتش وارد کنیم . بچه ناشنوا تعریف شده . خدایش وقتی آقا مدیرجان رفت به کارشناس گفت و کارت قرمز ( به شوخی نشونم داد ) تنم داغ کرد صورتم مث چادرشب مامانیم گل انداخت .

بعد اون موقع بود گفتم ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا مگه همه عالم تنبلی نمیکنن ؟؟؟؟ چرا حالا من بدبخت فلک زده یک بار تو عمرم غیر عمد خاستم ادای تنبل ها رو در بیارم اینقد وضع اسف بار بشه که باید کارت قرمز بگیرم .

از اونروز به بعد با خودم عهد کردم حتما هر از گاهی بدنم به تنبلی عادت بدم و جشن تنبلی برا خودم بگیرم ک اگه ی موقع خداگاه و ناخداگاه چتر تنبلی بر سرم سایه افکنددددددددد خیلی از گرفتن کارت قرمز بدنم گوووووررررررررررر نگیره .

 

تنبلی هم عالمی دارددددددددددتا نچشی مزش نمیدونی

 

شمام از جشن تنبلیتون برام بگید حتما شنیدنی خواهدبود

 آهنگ وبم  به افتخار عزیزی که اولین بار از انور دیار غربت اومد اصرار کرد من باهاش دوست بشم . هعی من گفتم نههههه ، اون خواهش کرد منم روشو زمین نزدم گفتم جوونه دلش نشکنم بذارم به یکی از دست نایافتنی آرزوهاش برسه . .فک کنم دیگ این بار بره اولین کامنتی که من رفتم بهش گفتم بیا باهام دوست شیم  روکنههههه خخخخخخخ کلا مردم آزارم .

خوووو اومدی دنبالم نیومدی مگهههههههههههههه؟؟

 

یادگیری اجتماعی

یادگیری اجتماعی :

یادگیری اجتماعی از انواع مهم یادگیری است که از انسان اولیه تا انسان امروزه پیوسته از آن به شکل خودآگاه و ناخودآگاه بهره برده است .

این سبک یادگیری، زمانی رخ می دهد که از راه مشاهده ی رفتار دیگران و تقلید و الگوبرداری یادگیری جدیدی در ما ایجاد شود. یادگیری اجتماعی نامهایی چون  یادگیری جانشینی  یا مشاهده ای هم در ادبیات بحث های یادگیری مطرح می شوند .

نظریه یادگیری اجتماعی  توسط آلبرت بندورا ارائه شده است ، احتمالاً تاثیرگذارترین نظریه یادگیری و رشد بوده است. با وجودی که این نظریه ریشه در بسیاری از مفاهیم نظریه سنتی یادگیری دارد، امّا بندورا اعتقاد دارد که آموزش مستقیم، تنها وسیله برای یادگیری نیست.

نظریه او، یک عنصر اجتماعی را نیز در نظر می‌گیرد و می‌گوید که مردم می‌توانند اطلاعات و رفتارهای جدید را از طریق مشاهده مردمان دیگر یادبگیرند. این نوع یادگیری را که به یادگیری (یا مدل‌سازی) مشاهده‌ای معروف است می‌توان برای توضیح انواع گسترده‌ای از رفتارها به کار برد.

منبع : مدیران ایران

سخنانی از پیتر دراکر در مورد سال 2020

️سخنانی از پیتر دراکر در مورد سال 2020

◀️تقریباً در هر چند دهه در طول تاریخ تغییراتی دگرگون ساز رخ می‌دهد که همه‌چیز را همراه با خود تغییر می‌دهد. همان‌طور که پیتر دراکر، نظریه‌پرداز بزرگ مدیریت، در سال ۱۹۹۲ در مجله Harvard Business Review  اظهار داشت : «بعد از گذشت چند دهه جوامع خود را سازمان‌دهی مجدد می‌کنند و جهان‌بینی،ارزش‌های بنیادین، ساختارهای اجتماعی وسیاسی، هنر ونهادهای اساسی خود را دگرگون می‌سازند. پنجاه سال دیگر جهان جدیدی به وجود خواهد آمد و افراد آن حتی نمی‌توانند تصور کنند که پدربزرگان درچه دنیای زندگی می‌کرده‌اند و پدرانشان در چه جهانی به دنیا آمده‌اند! عصر ما چنین عصری است!»

◀️برای دراکر جهان جدید یک ویژگی بارز و متمایزکننده دارد: تغییر به جامعه دانشی. درواقع دراکر این جهش سرنوشت‌ساز را از سال ۱۹۵۹ پیش‌بینی کرده بود؛ جهش به دنیایی که نیروی کار آن بیشتر با ذهن خود ارزش می‌آفرینند تا با بازوهایشان.

◀️او در آن سال‌ها در آثار خود، ظهور «کار دانشی» را توصیف کرده بود. سه دهه بعد دراکر مطمئن شد که دانش، منبع اقتصادی مهم‌تری نسبت به زمین، کار یدی و یا دارایی‌های مالی است؛ تا حدی که او جامعه آینده را جامعه پساسرمایه داری نام نهاد. او سپس، درست کمی قبل از اینکه در سال ۲۰۰۵ فوت کند، اظهار داشت که «در قرن ۲۱ افزایش بهره‌وری دانشکاران،مهم‌ترین کمکی است که مدیران می‌توانند ارائه دهند».

◀️حال با توجه به نظریات پیتر دراکر سازمان‌های امروزی را چگونه باید اداره کرد؟ در زیر شش جنبه که باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد تشریح می‌شود:

1⃣ تشخیص اطلاعاتی که موردنیاز است: این اطلاعات است که دانشکاران را قادر به انجام شغلشان می‌کند اما فهم اینکه از خیل عظیم اطلاعاتی که می‌توان به دست آورد کدام‌یک مفید است چالش بزرگی است که باید نخست در مورد آن تصمیم‌گیری شود.

2⃣ دور ریختن دانش به‌دردنخور: توانایی ایجاد روش‌ها و تولید محصولات و خدمات جدید و نوآورانه از طریق دانش یک جنبه دیگر هم دارد و آن هم فراموش کردن و از کار انداختن دانش‌ها، فرایندها و محصولاتی است که قدیمی شده‌اند و پاسخگوی نیازها و مسائل امروز نیستند. چیزی که صاحب‌نظران آن را «یادگیری معکوس» می‌نامند.

3⃣ دادن استقلال بیشتر به کارکنان: در اقتصاد دانشی چه‌بسا زیردستان در حوزه تخصصی خود بیشتر و بهتر از مدیران اطلاعات و دانش دارند و ازاین‌رو تصمیم‌گیرندگان بهتری هستند. پس شیوه فرماندهی و کنترل سازمان‌های سنتی که همه قدرت و اختیار را به مدیران می‌داد باید برچیده شود.

4⃣ ایجاد سازمان یادگیرنده: شاید آسیب‌پذیرترین سرمایه از انواع مختلف آن، همین سرمایه دانشی باشد که درصورتی‌که رشد نکند از بین خواهد رفت. بنابراین فقط در سازمان یادگیرنده است که دانش رشد می‌کند و به‌درستی به کار گرفته می‌شود.

5⃣ تقویت حس هدفمندی: دانشکاران نمی‌توانند مانند کارگران سنتی صرفاً چند وظیفه جزئی را انجام دهند. آن‌ها در صورتی انگیزه پیدا می‌کنند که بدانند هدف از انجام کارها چیست و بتوانند وظایف خود را به چشم‌اندازها و اهداف عالی‌تری پیوند بزنند.

6⃣ حساسیت اخلاقی نسبت به آثار اقتصاد دانش محور: در اقتصادی که دانش ابزار اصلی تولید است، ممکن است کسانی که بنابر ماهیت شغلشان چندان دانشی نیستند، دچار تبعیض و محرومیت شوند ولی باید توجه کرد که به قول دراکر «یک کسب‌وکار سالم نمی‌تواند در یک جامعه مریض رشد یابد».

بوی تربت حسین می آید

 

 

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ( ع ) 

چرا نگرش مهم‌تر از هوش است؟

چرا نگرش مهم‌تر از هوش است؟

 

✍ وقتی از موفقيت صحبت به ميان می‌آيد، ممكن است اينطور فكر كنيم كه فقط افراد باهوش می‌توانند موفق شوند. ولی تحقيقاتی كه اخيرا انجام شده‌اند اين طرز فكر و نگرش شما را تغيير خواهند داد. تحقیق اخير نشان می‌دهد كه نگرش شما، خيلی بهتر از هوشتان می‌تواند موفقيت شما را پيش‌بينی و البته تضمین كند. طبق این تحقیقات افراد به لحاظ نگرشی به دو دسته تقسيم می‌شوند: افراد با طرز فكر ثابت و افراد با طرز فكر رشد.

🔻 اگر فردی با طرز فكر ثابت باشيد بر اين باور خواهيد بود كه شما همين هستيد و قابل‌تغيير نيستيد. در اين صورت وقتی با چالش مواجه می‌شوید دچار مشكل خواهيد شد، زيرا هر چيزی كه خارج از توان شما باشد باعث نااميدی‌تان می‌گردد.

🔻 ولی افرادی كه طرز فكر رشد دارند معتقدند كه با تلاش و كوشش می‌توانند بهتر شوند. اين افراد حتی اگر ضريب هوشی پايين‌تری داشته باشند باز هم موفقتر از افرادی كه طرز فكر ثابت دارند، عمل می کنند؛ زيرا اين افراد از چالش‌ها استقبال كرده و آنها را فرصت‌هایی برای يادگيری چيزهای جديد می‌دانند.

💯 بنابراین گرچه داشتن تواناییهایی مثل هوشمند بودن باعث اعتماد به نفس می‌شود ولی این نگرشها، باورها و طرز فکر ماست که تعیین کننده میزان موفقیت ماست.

 

منبع : گروه مشاوره مدیریت جناب آقای مهندس صادق فر   @sadeghfar_ir

آقا دلتنگتممممممممم عجیب

آقا امام رضا دلتنگتمم عجیب 

 

هر کی که حاجت روا شد گدا اومد پادشا شد

عاشق " آقام رضا "شد "خادم" آقا شد

منم اومدم گدا شم کفتر گنبد طلا شم

ایشالله حاجت روا شم خادم آقا شم

خوردم آب و دونه ات که شدم دیوونه ات

آب زمزم کجا؟؟؟ آب سقا خونه ات 

 

التماس دعا ، دلتنگیت خیییییلی سخت آقا ولی شیرین  

هشت تکنیک شیره مالی کارمندان به رئیس

نکته فرزامی : سلام دوستان گلم ، خدایش نمیتونم از مدیران فرزامم دست بکشم ، این همه دنیای مجازی جور واجور دراومده ولی این ی چیز دیگست. فک نکنید من نمیتونم خودمو با تغییر وفق بدم ، نه به خدا اینطوری نیست ، میتونم ولی ی حسی حتی اگه نتونم خودم وفق بدم برای اینکه به ملت ثابت کنم باهوشم تغییرات رو می پذیرم و ازشون استقبال می کنم . دیروز به یکی از اساتید از قول آقای دکتر مجدفر گفتم دیر یا زود افراد دوباره به وبلاگ ها بر می گردند . آخه خدایششش کلی آدم عضو کلی گروهها و کانال ها هستند اگه نباش ایثار چند نفر که فعالیت میکنند عضو هستند صدایی ازشون در نمیاد یکی نیست بهشون بگه کلاس کار داره سرقت علمی با سکوت 

حالا مدیران فرزام تا بقیه ملت برگردند به کار خودش ادامه میده و از اون تغییرات به نفع وبلاگش استفاده میکنه و از مطالب گروه مجله مشاوره مدیریت و بقیه کانال ها چیزایی رو برای مدیران فرزامش هدیه می آره تا عزیز من غصه نخوره . غصه نخور اگه تموم آدما تنات بذارن خودم هستم باهات عزیز دلم 

هشت تکنیک شیره مالی در سازمانهااااااااا

 

۱- سعی کنید هنگام تردد در راهروهای اداره همیشه پرونده زیر بغل داشته باشید:
این ترتیب به نظر کارمند سخت کوشی می رسید که قرار است در جلسه مهمی شرکت کند. کسانی که دستخالی این طرف و آن طرف می‌روند عاطل و باطل به نظر می رسند و تصور عموم از کسانی که "روزنامه" زیر بغل دارند این است که زیر کار در می روند و به جای آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش می کنند.

۲- برای این که به نظر برسد سرتان شلوغ است از کامپیوتر استفاده کنید:
استفاده از از کامپیوتر درنگاه خیلی از کسانی که چشم شان به شما می افتد مترادف "کار" است در حالی که شما می توانید فرصت را مغتنم شمرده و ایمیل های شخصی و دریافت و ارسال نمایید، چت کنید در مورد موضوعات مورد علاقه خود search کنید، وبلاگ ها و سایت های مورد علاقه خود را نگاه کنید و بدون اینکه ذره ای کار انجام داده باشید حسابی خوش بگذرانید و اگر زمانی توسط رییستان گیر افتادید (که حتما گیر می افتید) بهترین دفاع این است که ادعا کنید در حال یادگیری نرم افزار جدیدی هستید که به نوعی به کارتان مرتبط است.

۳- میز کارتان را به هم بریزید!:
اطراف خودتان را حسابی با اسناد و جزوات و اوراق پرکنید. در نگاه افراد حجم کاری که دیده می شود مهم است. اگر می دانید قرار است کسی در دفتر کارتان در مورد کارش با شما دیدار داشته باشد اسناد و مدارک مربوط به او را در میان اوراق خود گم و گور کنید و بعد در حضور او دنبالشان بگردید.

۴- از منشی تلفنی استفاده کنید و حتی المقدرود به تماس ها پاسخ ندهید:
افراد برای این که چیزی به شما بدهند با شما تماس نمی گیرند، آن ها تماس می گیرند تا شما برای آنها کاری انجام دهید و فقط بلدند برای شما دردسر بسازند و این منصفانه نیست!!!!

۵- ظاهری آشفته و پریشان داشته باشید!:
ظاهر پریشان شما رییس تان را متقاعد می کند که سر شما حسابی شلوغ است

۶- کاری کنید که به نظر برسد تا دیروقت کار می کنید!:
همیشه دیر دفتر را ترک کنید به خصوص زمانی که رییس تان در اداره است. می توانید از این فرصت برای خواندن مجلات، کتاب ها و سرگرمی های این چنینی که همیشه قصدانجامشان را داشتید ولی فرصت نکرده اید استفاده کنید.

۷- آه بکشید:
زمانی که افراد زیادی اطرافتان هستند وانمود کنید دارید به سختی کار می کنید و بعد با صدای بلند طوری که همه بشنوند آه بکشید. تصور حجم بالای کاری که دارید انجام می دهید آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

۸- از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده کنید:
اگر چنین واژه هایی بلد نیستید معادل انگلیسی کلمات مرتبط با حوزه کاریتان را پیدا کنید و بخصوص هنگام صحبت کردن با مافوق خود به جای کلمات فارسی از آن ها در جملاتتان استفاده کنید. مهم نیست که او متوجه آن چه می گویید می شود یا خیر، مهم این است که شما تاثیرگذار به نظر می رسید.

نسرین جون دوست و همکارم تکنیک انتخابیششششششش : آه 

تکنیک انتخابی خودم مدیران فرزام :  آی دونت نوووووووووووو

شمااااااااااااااااا چیییییییییییییییی ؟؟؟؟  

 

تفاوت تیم و گروه

تعریف گروه :

مجموعه ای از دو یا چند نفر را که بطور مرتب با هم برای کسب یک یا چند هدف مشترک کار می کنند.

تیم عبارت است از :

گروهی از افراد كه در جهت رسیدن به هدفی مشترك با یكدیگر همكاری میكنند.


از مهمترین تفاوتهای تیم با گروه درهم افزایی مثبت تیم نسبت به گروه است هم افزایی مثبت یعنی کار و عملکردی که از طریق تلاش افراد حاصل می شود از مجموع عملکرد اعضا بیشتر است

1- در گروه اعضا بیشتر به فکر خود هستند اما در تیم اعضا وابستگی متقابل دارند.

2- در گروه اعضا نسبت به هدف حساس نیستند اما در تیم اعضا هدف را از خود می دانند.

3- در گروه پیشنهاد تقویت نمی شود اما در تیم برعکس.

4-درگروه اعتماد بین اعضا کم است اما در تیم اعتماد زیادی بین اعضا حاکم است.

5- در گروه اعضا مورد حمایت یکدیگر قرار نمی گیرند اما در تیم برعکس.

6- تعارض در گروه تهدید محسوب می شود اما در تیم فرصت محسوب می شود.

7- در گروه صداقت بین اعضا زیاد نیست اما در تیم صداقت بین اعضا زیاد است.

8- در گروه همرنگ جماعت شدن از نتایج مثبت مهمتر است اما در تیم برعکس

 

منبع : گروه تلگرامی تلالو اندیشه ششم 

مقایسه خود با دیگران

مقایسه خود با دیگران :

 

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات برخی از افراد این است که دائما خود و زندگیشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. مقایسه کردن عامل دیگری است برای حسرت و غم خوردن. زندگی افراد با یکدیگر قابل مقایسه نیست، زیرا توانایی ها، شرایط و باورهای افراد نیز با یکدیگر قابل مقایسه نیست. چطور می‌توان از یک خزنده توقع پریدن داشت؟ بسیاری از مقایسه‌های افراد نیز همین حکم را دارد! افرادی که خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، در واقع، ظاهری که از دیگران می‌بینند را با درون خود مقایسه کرده، نتیجه می‌گیرند و سعی می‌کنند بر مبنای آن عمل کنند. اما به شما می‌گوییم که «هرگز ظاهر دیگران را با درون خود مقایسه نکنید»

 

 

نکته فرزامی :

اگر مقایسه خود با دیگران در جهت رشد و ارتقاء خود و الگو گیری از دیگران باشد هیچ اشکالی ندارد ولی اگر قراره با مقایسه کردن اونم بدون تلاش و پشتکار سرمنشاء اخلاق های ناپسند از جمله حسودی ، رقابت ناسالم  و از این دست شود امری ناپسند بوده و از نگاه هیچ فرد سالمی این رفتار پسندیده نیست .

 

فلسفه مورچه

🐜فلسفه مورچه

⬅️فلسفه مورچه دارای 4 قسمت است:

* اولین بخش آن این است:
"مورچه ها هرگز تسلیم نمی شوند"

🔵فلسفه خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری می گردند . بالا می روند، پایین می روند، دور می زنند.
آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند.

🔴چه فلسفه کارآمدی ؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می رساند دست نکش.

* بخش دوم این است:
" مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند "

▫️این نگرش مهمی است.نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند .

◾️آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید.

* سومین بخش از فلسفه مورچه این است:
"مورچه ها کل زمستان رامثبت می اندیشند "

📢 این هم مهم است . در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد ؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت . و در اولین روز گرم ، مورچه هابیرون می آیند . اگر دوباره سرد شد آنها برمی گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند . آنها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.

📣و اما......
* آخرین بخش از فلسفه مورچه:
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می کند؟
هر چه قدر که در توانش باشد .
چه فلسفه باور نکردنی ای ، فلسفه : "هر چه قدر در توانایی ات است."

 

🔊فلسفه فوق العاده ای ست که هرگز :


1. تسلیم نشوی ،
2. آینده را ببینی ،
3. مثبت بمانی ،
4. همه تلاشت را بکنی.

 منبع : گروه تلگرامی مشاور مدیریت آقای صادق فر