تا درودی دیگر بدرود
پادشاهی با یک چشم و یک پا:
پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟
سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.
چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان.
شما کارمندان خود را چگونه نقاشی میکنید؟
نکته : جالب اینه که ما هربار از یه ور بام میافتیم . آخه کسی نیست به ما هشدار بده متعادل بودن چیز جالبی است .گاهی نقاط قوت برخی از افراد را خیلی پررنگ تر از معمول و نقاط ضعف طرف مقابل را بعنوان یک ابزار نادرست استفاده میکنیم که از بقیه افراد در سطوح دیگر فراموش میکنیم . درحالیکه که ما رهبرهمه افراد با همه توانمندی ها هستیم و این رفتار ما نه تنها در گروه اخیر بلکه در دو دسته اول نیز باعث نامتعادل شدن توقعات میگردد.

اینم یه نوع شیوه مدیریت
:
دو خلبان نابينا که هر دو عينکهاي تيره به چشم داشتند، در حالي که يکي عصايي سفيد در دست و ديگري به کمک يک سگ راهنما حرکت ميکرد در کنار سايرخدمه پرواز وارد هواپيما شدند. با دیدن این صحنه، صداي خنده ناگهاني مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دیدند که دو خلبان به سمت کابين پرواز رفته وپس ازمعرفي خود و خدمه پرواز، و اعلام مسير، ازمسافران خواستند کمربندهاي خود را ببندند. در همين حال، زمزمههاي توام باترس و خنده در ميان مسافران شروع شده وهمه منتظر بودند، يک نفر از راه برسد و اعلام کند اين ماجرا يک شوخي يا دوربين مخفي بوده است. اما در کمال تعجب و ترس، موتور هاروشن و هواپيما شروع به حرکت روي باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده ميشد چرا که ميديدند هواپيما باسرعت به سوي گودالی که در انتهاي باند قرار دارد ميرود.هواپيما همچنان به مسيرخود ادامه ميداد و به لبه درياچه نزدیک شده بودکه مسافران از ترس شروع به جيغ وفرياد کردند که ناگهان هواپيما از زمين برخاست و سپس همه چيز آرام آرام به حالت عادي بازگشته و آرامش در ميان مسافران برقرار شد.دراين موقع در کابين خلبان، يکي ازکورها به ديگري گفت:
«يکي ازاین روزها که مسافرها چند ثانيه ديرترجيغ بزنندکارهممون تمومه!»
نکته:چقدرخوب میشداگرمعیارهاواستاندارهایی برای هدایت ورهبری سازمانها وجود داشت .اصلا ً موندم واسه چی رشته مدیریت را بعنوان یه رشته دانشگاهی ایجاد کردند؟؟!!! همین که روابط فامیلی و خانوادگی و فکری محکمی در جامعه ما وجود داشته باشد مدیریت ها شکل میگیرد. چرا این همه هزینه تحصیل در یک رشته صورت گیرد.خیلی ضرورت نداره هااااا .
مگه ما دنبال راهکارهای صرفه جویی در اقتصاد نیستیم؟؟اینم یه راهیه باورکنید.
منبع : راستش همشون از مدیران ایران به جزء نکته هاش

لبخندی از طرف و برای شادی روح همیشه شاد مدیران فرزام ![]()
![]()
رئيس كيست؟
رئيس كسي است كه وقتي شما زود ميآئيد اودير ميآيد و وقتي شما ديرميآئيد اوزودميآيد.
Some one who is early when you are late and late when you are early
تا درودی دیگر بدرود.زودزودبر میگردم .دلواپسم نشیناهمین دورو برام
![]()
![]()
ببخشید این پستم زیاد شد میدونید گفتم تا برگردم مشغول باشید مثل آجیل ...![]()