مقایسه پردازی و یادگیری :


افراد و سازمانها می توانند از شیوه های گوناگون یادبگیرند. این شیوه های یادگیری به دو دسته

تقسیم می شود که عبارتند از :


1 - یادگیری مستقیم                         2- یادگیری غیرمستقیم یا یادگیری از دیگران


که قصد دارم به شیوه دوم آن به طور اجمالی بپردازم و اگر وقت باهام یار بود درپست دیگری به مابقی آن اشاره خواهم نمود و در غیر اینصورت به همین اندازه بسنده می نمایم. 


تعریف و مفهوم بنچ مارکینگ :


بنچ مارکینگ مصداق عینی یادگیری از دیگران است . فرایند بنچ مارکینگ با شناسایی و تشخیص بهترین افراد و سازمانهای مطرح در سطح جهانی و هم زمان با آن شناسایی دقیق و کامل سازمان خویش شروع می شود و با کاربرد یافته ها و نتایج بدست آمده از فرایند بنچ مارکینگ پایان می گیرد.


در زبان فارسی معادل " الگو برداری " ، " مقایسه پردازی " ، " افزار سنجی " برای آن ابداع شده است .

مفهوم آن عبارت است از جستجو و کاوش برای دستیابی به بهترین شیوه های عمل ، مقایسه شیوه های عمل سازمان خود با بهترین شیوه های شناخته شده و در نهایت استفاده از نتایج بدست آمده در بهبود شیوه های عمل سازمان خویش است .


بنچ مارکینگ یک ابزار و تکنیک است نه یک هدف .


این ابزار و تکنیک در کشورهایی که دارای سیستم متمرکز برنامه ریزی هستند و در کشورهایی که اکثرصنایع و کارخانه های آنها دولتی می باشند و یا در کشورهایی که به تازگی به خصوصی سازی روی آوردند کاربرد فراوانی دارد.


پس از خصوصی سازی مدیران آنان با چالش های جدیدی روبرو می شوند و آنان را وادار می کنند تا عملکرد شرکت ها و توان رقابتی سازمان هایشان را در عرصه نوین اقتصاد بهبود بخشند.


علاوه برموضوع خصوصی سازی ،محیط متلاطم و به سرعت در حال تغییر کسب و کار ،ضرورت بنچ مارکینگ را توجیه می کند و این فکر و ذهن مدیران را به خود مشغول کرده که بتوانند حیات سازمان خود را با بالا بردن توان یادگیری تصمین کنند.


از دیدگاه رفتار سازمانی این ابزار را می توان به عنوان جایگزینی برای نوآوری استفاده نمود و می تواند محرک و پیش برنده نوآوری در سازمان باشد. و درمقایسه با نوآوری می توان گفت که به ندرت در برگیرنده تکنولوژی جدید است درحالی که نوآوری باشیوه های جدید همراه است .


منبع : دکتر حسین صفر زاده ، صالح منصوری