[ پنجشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

حکایت

بیسکوئیت های زندگی

هشت سالم بود. یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت. ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون، خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکوئیتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن.  من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن، واسه همین تو صف موندم.

ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعد رو رعایت کرده بودم هیچی نصیبم نشده بود.  الان پنجاه سالمه. اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد. خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم. ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوئیتای تو دستشون لذت میبرن.  از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟

اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت می‌سنجند!

 

نکته فرزامی : اگر بارها و بارها این سؤال ازم بپرسند بازم میگم خب بیسکوئیت های زندگی

نه بابا باور نکنید خواستم شیطونی کنم خب مهلوم من و دوستانم جواب میدیم:

 

خوب بودن و خوب موندن . اونم اگه توفیقشو پیدا کنیم انشاء ا...

 

 

 

 

مامان بزرگ عزیزم خدا رحمتت کنه ، خعلی زبل بودی نقطه ضعف منو گرفته بودی

 

منبع : سایت یکی بود


برچسب‌ها: حکایت, سایت یکی بود
[ جمعه ۷ فروردین۱۳۹۴ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

شهادت حضرت فاطمه زهرا ( س )

 

التماس دعا


برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه, س
[ سه شنبه ۴ فروردین۱۳۹۴ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

نوروز در گلستان

نکته فرزامی : دوستان عزیزم ، پیشاپیش عیدتون موارک ، خواستم یه عرض کوچولو داشته باشم و اون این اینکه اگر دوس دارین یکی از نوروزخوانی شمال عزیزمون هدیه ای باشه برای شما حتماً با اینترنت اکسپلرور وارد شوید.

 

 

اَمسالم مث هر سال نوروز بیامبوو. خیلی زود ب اندازه ی چشم رو هم وایشتن.  دلم خوند ی وگردیم به عقب بوینیم چه قرار مِرارهایی با خدا و خودمون واشتیم ، چقدرش انجام هابی چقدرش بمانده . 

هر سال ک عید اِند نِدامب به چیاش فک هاکنم هریکی از یکی قشنگ تر .به ی ماه معلق بودن خانه کَله مامانیااا و رو هوااا بودنش .

که تا عید نیاااا هچی به آرامش نَرِسَند و بیشتر از همه خودشان.

به اینکه هفته آخر نوه هاشه دورش جمع کُن از تموم کارای مربوط به عید غافل نبوند از نون و حلوای عیدش بَئیته تاتخم مرغ رنگ کردنش .دورش بَگِردم نِدامب چرا ی کم از این حوصله این قدیما به ما ارث نَرسیه   مرغانه ----دوستان گلم لطف کردن توصیفی صحیح کردن---> نیاز به تلاش ویشتر

از خرید عید وچای مدرسه و کلانای دورورم بِئویم . آرزو دارم ایکاش نقاش بوکُردم بتانستم ذوق وِچای مدرسمه نقاشی کُردم  .باورتون نَبوند تو  این ماه اخیر براشان رابین هوودی هابیم.هنوز نوئَردِن دلتنگشون هابیم .

در این سال جدید ک من بماندم آخر سال بِز یا گُسفند ، یکی گوند بز و یکی گُسفند ایشاء ا... برکتش صدچندبرابر هابو برای همه ، هموزن بِز و گُسفند ؛سلامتی و روزی حلال پیش رو همه دَبوئه و شادی .

ایشاء ا... مردم راه برون ازدستشان برکت بِواره به زندگیشون ، قلباشون به همدیگه مهربون هابووو .فقط این سه چهار روز عید ک لباساشون نووو با هم مهربونی نَکنِن . همیشه با هم دوست و مهربون هابون ک همچی دنیا تمام شدنی غیر محبت و ادب .که روز به روز ارزشش بیشتر بوند.

این سال جدیدی خم به این دوستای وبلاگی بار سفر دَوسته بئوئم و دوستام گوش به گوش بهشون بئوند اگر خوندن از طرحای خشانت آمیز زرا فرزام در امان بِمانن از فروردین 94 همتان وَگردندین سرخانه کَله وبتان.وگرنه هرچی بَدین از چشم خودتان بدین تموووووووووم .بِئوتم اگر دیگ اسی رد و بدل نبی و صدای ی شمالی دو آتیشه وبلاگ زده رو نِشفتین جای گله نبوئه .تا الانم حلالتون کُم به شرط ک بدون عذرو وانه وگردین .

تازشم براتان ی آهنگ شمالی توپ بعنوان عیدی و رشوه وایشتم . دیگ اگه با این روش ونگردین داهام که زور وایبر و واتس آپ و... از وبلاگ و زرا فرزام ویشتر .

اینا همه مزاح بی که اول سال ره با ی خاطره خوش از زرا فرزام شروع کنید وگرنه من و خشانت . ی دنیا احترام برا همه دوستام قائلم .

انشاء ا... در اولین فرصت بروم از شکوفه های آنلاین سرا مله عکس مکس بئیرم و با عکس گل دخترا و ناز پسرام وائلم وبم . اندازه دِ  روز دیگه مهلتم هادین این دو کارم انجام دمب . انشاء ا...

دولوغ شاخدار94: همه عکسا را ازنت بئیتم مخوصاً عکسا بِهار  

 

 

منبع :تراوشات ذهن ی شمالی 24 عیار، همون زرا فرزام

 


برچسب‌ها: عید نوروز باستانی, شمال ایران, گلستان, علی آباد کتول, نوده کتول
[ شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

مدیر مورد اعتماد

مدیر مورد اعتماد :

در سازمان ها که نمایانگر نوعی ارتباط مستمر هستند , اعتماد یک عنصر حیاتی است . رابرت گالفورد و آن سیبولد راپو در کتاب خود به نام ” مدیر مورد اعتماد” به بررسی این جنبه مهم مدیریت پرداخته اند و برای درک مفهوم اعتماد و ایجاد آن , مثالهایی ارائه می کنند.

گالفورد و دراپو , به بیان سه گروه اعتماد در سازمان پرداختند :

  • اعتماد استراتژیک – اعتماد به وظایف , استراتژی ها و توانایی موفقیت سازمان است.
  • اعتماد سازمانی – اعتماد به اینکه سیاست های سازمان همانگونه که مقرر شده , به موقع مدیریت و اجرا می شوند.
  • اعتماد شخصی – اعتماد کارکنان به اینکه مدیرشان منصف بوده و از منافع آنان حمایت می کند.

در کتاب مدیر مورد اعتماد , گالفورد و دراپو اساسا توجه خود را به ایجاد اعتماد شخصی و سازمانی معطوف می کنند. اعتماد موجب کاهش عیب جویی و شایعات بی حاصل در محیط سازمان می شود, این ها عواملی هستند که موجب حواس پرتی کارمندان از کارشان می شوند. اعتماد , قوه خلاقیت را تحریک و به فعالیت وا داشته و به سازمان در جذب کارمندان ماهرو نگهداری آنها کمک می کند.

 

منبع: سایت مدیران ایران

 

نکته فرزامی : دوستان گلم به دلیل ضیق وقت قبول کنین نکته فرزامی مدیران فرزامووو؛

 


برچسب‌ها: مدیر مورد اعتماد
[ یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

حکایت مدیریتی


قيمت يك ضربدر 

 

 

 

مهندسي بود كه در تعمير دستگاه هاي مكانيكي استعداد و تبحر داشت. او پس از 30 سال خدمت صادقانه با ياد و خاطري خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شركت درباره رفع اشكال به ظاهر لاينحل يكي از دستگاه هاي چندين ميليون دلاري با او تماس گرفتند. آنها هر كاري كه از دستشان بر مي آمد انجام داده بودند و هيچ كسي نتوانسته بود اشكال را رفع كند.

 

بنابراين، نوميدانه به او متوسل شده بودند كه در رفع بسياري از اين مشكلات موفق بوده است. مهندس، اين امر را به رغبت مي پذيرد. او يك روز تمام به وارسي دستگاه مي پردازد و در پايان كار، با يك تكه گچ علامت ضربدر روي يك قطعه مخصوص دستگاه مي كشد و با سربلندي مي گويد: «اشكال اينجاست!»

آن قطعه تعمير مي شود و دستگاه بار ديگر به كار مي افتد. مهندس دستمزد خود را 50000 دلار معرفي مي كند. حسابداري تقاضاي ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفي مي كند و او بطور مختصر اين گزارش را مي دهد: «بابت يك قطعه گچ: 1 دلار و بابت دانستن اينكه ضربدر را كجا بزنم: 49999 دلار».

منبع : راهکار مدیریت

 

نکته فرزامی : این همان دانش مدیریت می باشد و همیشه کار یدی و یا هزینه های سرسام آور نشون از با ارزش بودن کار نیست .

ای بابا چکار کینم سیستم نرم افزاریمون قاطی ، چهار عمل اصلی رو هم بکار بگیریم ی دلار دستمونو نمیگیره بمونه با ی ضربدر 49999 دلار دشت کنیم .


برچسب‌ها: حکایت مدیریتی, قیمت یک ضربدر
[ چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

شهادت حضرت فاطمه ( س )

 

 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود


خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود


ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه


گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 


برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه, س
[ سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

حرفای خودمونی بلاگفا

حرفای خودمونی بلاگفا به دوستان وبلاگی سفر کرده  :

 

 

هر بار رفتم ی مطلب کوتاه در مورد سرنوشت وبلاگ ها بنویسم غرورم اجازه نمی داد . خوب منم روزگاری برا خودم دورانی داشتم .ی جورایی وبلاگ نویسارو اذیت می کردم ، کامنتاشونو قورت می دادم ، وبلاگ رو برای بعضی دوستانم باز نمی کردم ، اگه کسی خونه وبلاگی نداشت ، اجازه ارسال کامنت نمی دادم و پیش کسی نگید یعنی تا اونجا ک میتونستم زهر چشمشون می گرفتم  و میخاستم خودی نشون بدم . میدونید چون فک نمیکردم عصر سرعت ، تکنولوژی و تغییر ی روزی این طور و در مدت کوتاه گوی سبقت رو ازم بگیرن  و کلی برام رقیب خاموش در بیاد .

خوب که فک میکنم میبینم خودمم بی تخصیر نیستم گاهی همه پل های پشت سرمو خراب می کردم و فکر نمی کردم دوستانی که الان تو وایبر و واتس آپ و لاین و .... ها هستند به جرأت بگم حداقل نصفشون آغاز دوستیشون از وبلاگ . همشون اون ته دلاشون تو اون شبکه های مجازی هم ک هستند با وبلاگ و بقیه بلاگاس .

آره خودم نمک شناس محبتشونم چون دیدم خیلی از دوستای وبلاگی اگر چه مدت کوتاهی به شبکه های دیگر اجتماعی می پیوندن ولی خیلی دوام نمیارن .یا کامل بر میگردن یا حداقلش هر دو را دارند .

خوب منم یک کم هوا ورم داشته با خودم میگفتم هر کار نکنی وبلاگ نویسای با معرفت حرمت موی سپیدم رو دارند و من هر بازی سرشون در بیارم اونا منو تنها نمیذارن

ولی خدایشش گاهی هواشون میزنه به سرم ، دلتنگشون میشم ، چون خودم شاهد بود دوستی های زیاد ، خواهر برادرهای مجازی ، تبادل نظر های علمی و و .... اگر در بقیه شبکه ها امروز پر رنگ هست ، ریشه اش در خونه وبلاگ هاس .

خواستم این روزای آخر اسفند و نزدیک شدن به سال جدید ک همه کینه کدورت ها رو دور می ریزن یکی بره وساطت کنه اونایی که ازم رنجشی دارند رو به خونه قدیمی خودشون برگردونه ، میخام سال نو را با حضورشون آغاز کنم . قول میدم و سعی می کنم خیلی بی معرفتی نکنم

تازه من به یک سری از وبلاگ نویسای وفادار دین دارم و اینکه همین چند نفر چطور من و شرمنده کردند باوجود اینکه روزایی بوده شاید از تعداد انگشتان دستشون کمتر بازدید کننده داشتند برای دل خودشون نوشتند به امید اینکه شاید دوباره چراغ خاموش وبلاگ ها در سال جدید روشن گردد و بار دیگر این خونه قدیمی سرشار از محبت و مهربونی دوستای وبلاگی گردد. اینم دعوتنامه

  

 


برچسب‌ها: حرفای خودمونی بلاگفا
[ سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

ولادت حضرت زینب و روز پرستار

 

 

در جهان مهر حقیقت زینب(س) است        مشعل صبح هدایت زینب(س) است

 

تقدیم به همه پرستارای مهربون

 


برچسب‌ها: ولادت حضرت زینب ؛ روز پرستار
[ دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]

کاریکاتور مدیریت

کاریکاتور مدیریت ( کارتیمی ) :

 

 

وقتی زندگی تلخ می شود

 

هر كسي بار خودش ، كار خودش ...

 

وقتي كارها تيمي نباشد ، وقتي هر كس براي خودش كار مي كند و بدون در نظر گرفتن سمت و سوي سازمان به طرفي مي رود كه فكر مي كند درست است، نتيجه آن مي شود كه پس از كلي تلاش نه تنها هدفي محقق نمي شود بلكه دوباره كاري، انگيزه هاي انجام كار را بر باد مي دهد. و جالب آنكه خستگي ناشي از كار بيهوده را بصورت جنجالهاي گفتاري و رفتاري بر سر گروه هاي ديگر خالي مي كنيم تا ضمن مرتفع كردن اشتباه از جانب خودمان، جايگاه از دست رفته خود را دوباره بازيابي كنيم.

شايسته آن است كه شجاعت قبول اشتباه را هم تجربه كنيم.هيچ كس در زندگي بدون اشتباه ، پيروز نشده است...

 

ده سال بعد.... وقتی زندگی شیرین می شود

 

ما به عنوان سرپرست گروه بايد فعاليتهاي عملياتي و نظارتي خود را به نوعي انجام دهيم كه فضاي كاري پروژه به يك محيط صميمي و فعال تبديل گردد و در ساير افراد گروه ايجاد انگيزه نمايد قبل از اينكه افراد گروه كار خود را شروع نمايند آنچه را كه انتظار داريد انجام شود به وضوح شرح دهيد تمامي افراد گروه را از اين نكته آگاه كنيد كه تلاش و همت آنها داراي اهميتي خاص بوده و بر نتيجه كار تأثير فرواني دارد هنگامي كه با مشكلي مواجه مي شويد آن را پنهان نكنيد بلكه با افراد متخصص تر يا با تجربه تر مشورت نماييد با رفتار خود گروه را هدايت كنيد. قبل از پرسنل در محل كار خود حاضر شويد و سخت كار كنيد از مسائل پروژه خود مطلع باشيد و هنگامي كه پاسخي براي پرسشهاي ديگران نداريد سؤالهاي خوبي را مطرح كنيد. برخورد و رفتار مثبت داشته باشيد. به مافوق خود احترام بگذاريد. هيچگاه قولي ندهيد كه مي دانيد نمي توانيد به آن عمل كنيد در مورد پروژه، پنهان كاري نكنيد. بگذاريد افراد از چيزهايي كه نياز دارند بدانند وآگاه شوند

 

منبع : بدون برو برگردددد راهکار مدیریت وگرنه مدیران فرزامو چه به این حرفاااااا


برچسب‌ها: کاریکاتور مدیریت, کارتیمی, راهکارمدیریت
[ دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ ] [ ] [ کمشی کمر ]
[ ]