مدیران فرزام

مدیریت منابع انسانی

مدیران فرزام

کمشی کمر
مدیران فرزام مدیریت منابع انسانی

شهادت امام باقر( ع )

 

اى مهر دل فروز، در آسمان علم       وى یار مه جبین، یا باقرالعلوم


اى حجت خدا، ما را شفیع شو         در روز واپسین، یا باقرالعلوم


برچسب‌ها: شهادت امام باقر , ع

تاريخ : پنجشنبه 10 مهر1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

ویژگی شهروند مطلوب

ویژگی های شهروندمطلوب :

     دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در نوشتاری که برای عصرایران تحریر کرده، 30 ویژگی یک شهروند مطلوب را برشمرده است :

 

1. از راست‌گویی، لذت ببرد؛

۲. سعی نکند همه را داشته باشد: هم جذب کند و هم دفع؛

۳. هوش و فهم دیگران را دست‌کم نگیرد؛

۴. اتومبیل خود را برای شهروندی که از خطوط عابر پیاده حرکت می‌کند، متوقف کند؛

۵. در نقل قول از دیگران، حتی ویرگول‌ها را هم رعایت کند؛

۶. ذهنیت خود را از مسائل ضرورتاً مساوی با حقیقت نداند؛

۷. هر چند وقت یکبار، از مخالفین خود احوالپرسی کند؛

۸. نه برنجد و نه برنجاند؛

۹. تفاوت میان تبلیغ و تحلیل رسانه‌های غیرخصوصی را سریع تشخیص دهد؛

۱۰. به عموم مسایل محیط زیستی، حساس و عامل به عمل باشد؛

۱۱. از افراد چند شخصیتی و متملق فاصله بگیرد؛

۱۲. از زبان خود مانند سلامتی خود، مراقبت کند؛

۱۳. در قبال بدی افراد، عمدتاً سکوت کند تا نیروهای معنوی درونی او پرورش پیدا کنند؛

۱۴. بدون چشم‌داشت، برای بازکردن گره‌های اطرافیان خود اهتمام ورزد؛

۱۵. به‌عنوان شهروند، ارزش خود را صدها درجه بالاتر از سیاست‌مداران بداند؛

۱۶. در هفته، دو نیم روز برای رشد فردی و شخصیتی خود، وقت بگذارد؛

۱۷. حتی سه بامداد، از چراغ قرمز عبور نکند؛

۱۸. در محیط کار و زندگی او، رنگ‌های صورتی، زرد، قرمز و کلاً شاد حضور داشته باشند؛

۱۹. علاقه به کنترل‌کردن و احاطه بر دیگران را از شبکه رفتاری خود، حذف کند؛

۲۰. عیوب دیگران را به صورت خصوصی، تدریجی و لحن اصلاحی به آنها منتقل کند؛

۲۱. جایی که به او احترام نمی‌گذارند، نرود؛

۲۲. ادب، تربیت و متانت او نسبت به مواضع سیاسی‌اش، حضور، نمود و برجستگی بیشتری داشته باشند؛

۲۳. آنقدر تمرین کند تا از موفقیت دیگران ناراحت نشود؛

۲۴. از اجرای قانون و رعایت آیین‌نامه‌ها، لذت ببرد؛

۲۵. همه‌جا، با همه‌کس و در معرض هر مخاطبی، یک شخصیت داشته باشد؛

۲۶. از حلقه اول دوستان خود مرتب احوالپرسی کند؛

۲۷. در مغازه‌ها، اجازه دهد کسانی که قبل از او وارد مغازه شده‌اند، زودتر کارشان انجام شود؛

۲۸. مروج و مبلغ رفتار و افکار مثبت افراد باشد و نه خود افراد؛

۲۹. در ماه حداقل یک کتاب تمام کند، یادداشت‌برداری کند و در منظومه فکری و رفتاری خود، آنها را به کار گیرد؛

30-  معرف و مظهر این بیان مولانا شود:


هین، خمش کن، خار هستی را ز پای دل بکن        تا ببینی در درون خویشتن، گلزارها

 

منبع : ایمیل دریافتی از مدیران ایران

نکته فرزامی :

نکته سی و یکم اینکه بتونیم در هفته حداقل یک یاچند از این سی ویژگی رو تمرین کنیم تا برای شهروند مطلوب شدن حداقل قدمی برداشته باشیم .انشاء ا...

آآآآآآآآآآآآآآآآآآی بعضی از این ویژگی هااااش .... به دلم میشینه خدا میدونه


برچسب‌ها: ویژگی شهروند مطلوب , سریع القلم

تاريخ : پنجشنبه 10 مهر1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

پیوند آسمانی

لباس یاس بر تن کرد زهرا            کنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت       غلط گفتم بلی نه یا علی گفت

اول ذی الحجه سالروز آسمانی شدن پیوند مولا علی ( ع ) و خانم فاطمه زهرا ( س ) مبارکــ

عاقد: خدا

شاهد: رسول خدا (ص)

دفتر: لوح محفوظ

مکان: عرش

عروس: کوثر

داماد: حیدر


 


برچسب‌ها: اول ذی الحجه , پیوند آسمانی حضرت علی , ع , و حضرت فاطمه , س

تاريخ : پنجشنبه 3 مهر1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

جشن تولد مدرسه

جشن تولد مدرسه :

امروز جشن تولد مدرسه ، مهر و مهربانی بود در خانه بهشتیان روی زمین ؛

نمیتوانم چیزی برایتان از چهره شاد و لبخند زیبای بچه هام و خونوادهاشون و همکاران گلم و مدعوین محترم بگویم فقط باید بودید می دیدید .زمزمه هایی رو می شنیدم که می گفتند: اجازه خیلی قشنگ شد ، اجازه پیش نقاشی ها ازمون عکس میگیرید ،اجازه ما فردا موبایل بیاریم ، انگاری مغز مهاون جان فرزام قفل کرده بود و به همه فقط لبخند می زد و اوناهم فک کردند جواب مثبت ؛ احتمالاً فردا صبح من باید بعد عکس گرفتن مجری طرح کنترل مویایل باشم و صندوق امانات راه بندازم چون خودکرده رو چاره نیست.ایششششششش

محمدآقای گلم با وجوداینکه تازه ازشهر دیگه به جمع بهشتیان روی زمین ما پیوسته بود با صدای مهربونش میگفت اجازه ازمن کنار خونه خدا عکس می گیری انگاری تو این روزای نزدیک به ذی الحجه محمدم میخواست حاج محمد شود.

یکی اومد میگه خانم اون بال کبوترتیرخورده و خونی شده .فک کن من از فردا که آروم شدم برای هر نقاشی باید یه طراحی آموزشی بنویسم و برایشان تدریس کنم.

دوقلوهای افسانه ای ما جزء مهمونای ویژه بودند فک کنم احساس خوبی که آنها داشتند هیچ کدوم از ما تجربه نکردیم .چرا که تو این دنیای بی مهری ،برای طراحی مهری زیبا برای فرزاندان آسمان ما از ماهها پیش نقشه کشیده بودند.

امروز سراسر معنویت فضای زیبای مدرسه ما رو درکنار بچه های پاک و معصوممون با خواندن قرآن همگانی ،آیت الکرسی ، دعای فرج و صلوات خاصه امام رضا عطرآگین نمود و اینها خستگی چندین ماهه را از ما دور کرد  و انشاء ا... برای یک سال تحصیلی مارو بیمه نماید.

 

 

 

اینم تصویرحاج محمدمونه،خواستم روز اولی خودمو براش مهاون جان مهربون نشون بدم

نشه بچم از اومدن مدرسه ام پشیمون بشه .شوخی میکنم خیلی مهربون و مظلوم

تو تابستون دیدمش واقعن حاج محمد پسرم.

 

نکته فرزامی : از تموم دوستان گلم که در طول نقاشی مدرسه ام همفکری کردند تشکر میکنم

و از دوستان گلی هم که با تأخیر در عرض ادبم یه جواریی ابراز محبت نمودند پوزش میخوام

تازه از اینجا به بعدمهاون جان فرزام باید نفسی بکشه و به کارها و برنامه هاش برسه؛انشاءا...


برچسب‌ها: جشن تولد مدرسه , آغاز سال تحصیلی , بوی ماه مهر

تاريخ : سه شنبه 1 مهر1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

شالیزار

تقدیم به دستان زحمتکش خانواده عزیزم که هر صبح ، نفسم و نگاهم با لبخند زیبای آنها جان می گیرد

 

نکته فرزامی :

دوستان عزیز فک نکنیداومدین شمال اونم خونه مدیران فرزام ازبرنج شالیزارمون خبری هستاااا

نهههه باید بازم با املت کتولی سرکنید اونم با زحمت خودتون.گفتم قبلش اتمام حجت کنم

از آن جهت عرض کردم که بنده مجری طرح اقتصاد مقاومتی هستمااااااااااا

 وااااااااااااه شنیدمااااااا !!!! چرا حرف دهن مردم میذارین ایششش

منبع : شالیزار نوده سیتی مدیران فرزام

 


 

به آخر رسید ااون دفتر حکایت همچنان باقیست

آخ جوووووونمی، انشاء ا... امرووزتموووووووم میشه

مدیران فرزام از فردا میخوادبره 4 روز تهطیلات تابستون

بابا جایی که نمیرم منظورم اینه یه شیفت میرم سرکار بهدازظهراش تهطیلم

اشکال نداره که: 4 روز تعطیلات = 4 ماه تعطیلات دیگه

منتظر کووووووووولاک مصور مدیران فرزام باشید

 

 


برچسب‌ها: شالیزار , شمال , گلستان , نوده کتول

تاريخ : سه شنبه 25 شهریور1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

دورآخر؛سرعت و سبقت غیرمجاز مدیران فرزام

دور آخر ؛سرعت و سبقت غیرمجاز مدیران فرزام و گروهش:

 

سلام دوستان گلم ؛

از اینکه تو این مدت به دلیل مشغله کاری ،غیبت مهاون جان فرزامو تحمل کردید یه دنیا ممنون.

ای بابا می بینید چقدر خودمو تحویل میگیرم .انگاری یه خیلی کامنت فدایت شوم   ، وچراغیبت کردی برام ردیف شده خخخ .نه از شوخی رد کرده همکاران بهم لطف داشته و دارند،گفتم نشه خدای نکرده این برداشت بشه که کم لطفم ، زودی دست پیش گرفتم پس نیفتم خخخخ

بوووخدا دلیل غیبت مهاون جان فرزام مرحله دوم نقاشی مدرسه و خاطرات شیرین با دوقلوها بوده .

اینکه ما به دور آخر رسیدیم .همچی سرعت گرفتیم انگار همه تو عالم خودشون دارند با دنیای رنگها ، زیبایی وصف ناپذیری رو برای بهشتیان روی زمین مدرسمون میسازند.این کار از اون دست مسابقاتی بود که حتی سبقت غیر مجازم در آن توصیه می شه ، و ما تو سبقت غیر مجاز دور آخریم. به محض اینکه نقاشی هامون کامل شه خدمت میرسم و از تموم دوستانم که با راهنمایی و زحماتشون ایده های مناسبی برای بهتر شدن کارمون دادند پیشاپیش تشکر میکنم و مطمئنم هنوزم هم جا برای با کیفیت ترشدن کار وجود داره ولی بازم شکر خدا که تونستیم قدمی در حد وسعمون برای عزیزانم برداریم و برای دیدن چهره زیبا و خندونشون در روز اول مهر لحظه شماری میکنم.

مهر زیباااااااااااااا بیااااااااااااااااااا برای دیدن شماو بچه هام ثانیه شماری میکنم

نکته فرزامی : میدونی یه طنز مدیریتی شنیده بودم که محل کار برای بعضی از کارمندان محل استراحت تا از انجام کارهای مختلف خووونه درامان بمونن .منم حالا اینطورشدم میخوااااااام مهر بشه یه دل سیر بخوااااااابم و به کارهای شخصی ام برسم .خخخخخخ

 منبع : بووووووووو ایششششششششششش


برچسب‌ها: دور آخر ؛ سرعت و سبقت غیر مجازمدیران فرزام

تاريخ : چهارشنبه 19 شهریور1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

تولد امام رضا ( ع ) ؛پنجره فولاد

ادب در آداب زیارت :

  از دور گره ای از جنس اشک بر پنجره فولادش زدیم به این امید که سعادت نگاه آقا رو

از یکی از روزنه هایش داشته باشیم . انشاء ا...

السلام علیک یا آقا علی ابن موسی الرضا ( ع ) یا ضامن آهـــــــــــــــــــو

 

قصر همه حکام جهان را که بگردی

درگاه کسی پنجره فولا ندارد

" التماس دعا "


برچسب‌ها: تولد آقا امام رضا , ع , ؛ پنجره فولاد , ضامن آهو

تاريخ : جمعه 14 شهریور1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

دوربین مخفی مدیران فرزام

و دوربین مخفی مدیران فرزام :

دوستان عزیزم شاید این پستم خیلی ساده ولی متفاوت باشه چکار کنم مدیران فرزام و خوب مگه نه اینه که یه ساعت فک کردن بالاتر از یک سال عبادت .ماهم خواستیم تصاعدی بریم بالاااااا

- تابستون که ازسرویس مدرسه خبری نیس، اتفاقات زیادی رو میبینم و گاهی غرق در تفکر آنها میشم و مطمئنم شما هم با این شرایط روبرو شدید .یکی از این اتفاقات جالب اکثر صبحا میمونم صدقه ام رو تو صندوق صدقه بندازم ( دقیقا ً قصدم ریا بوددد) و یا بدم به پیرمرد مظلومی که دقیقاً کنار صندوق نشسته و چشم امیدشو بسته که امروز روزیش اینقدر هس که معاش زندگیش درآد.خوب منم با ترغیب تکدی گری مخالفم ولی زمانی که مطمئن باشم سازمانهای حمایت از افراد نیازمند این عزیزان رو از قلم ننداختند.چون دیدم کسایی که با سیلی صورتشون سرخ کردندو از حمایت های مورد نیاز بهره مند نمی شند و اونجاس که جزء معلولیت و نیاز باعث نمی شه که تو ذل آفتاب بشینن شاید روزی یک روزشون بشه .

میدونی چند روز که اون پیرمرد مهربونو نمیبینم و هر صبح بالابردن و دست به دعا شدن آن را در ذهنم تداعی میکنم و از شما چه پنهون دلواپسش شدم نشه بیماری ، و یا دلیل دیگری علت غیبتش هس گاهی برای اینکه کمتر غصشو بخورم میگم نشه قرعه کشی اسمش افتاد وضعش توپ شد رفته سفرخارجه و من دارم براش بیخودی غصه میخورم .امیدوارم هرجا هس سالم باشه و روزی به پیشانی.

میدونی این تابلو باز منو یاد صبحای رفتن محل کارم میندازه. دیدن کارگرهای دور میدان شهر برام خیلی سخت و گاهی به خودم میپیچم و آرزو میکنم خدایااااااااااابشه من یه کارخووونه بزرگ بزنم هرکی جوهر کار داره و میخواد معاش حلال برا زندگیش ببره بیاد تو کارخونه ام کار کنه به دو شرط اینکه هیچ وقت هیچ کارمند رسمی در اون کارخانه استخدام نمیکنم چون دیدم عوارض استخدام مادام العمرو و میخوام کسی مشغول کار بشه که عشق به کار بشه .نه وقتی استخدام شد بلانسبت اونایی که دیووونه کارهستند زمان رو سپری کنند. و دیگه این که منم جوووووووگیر کارخونه ام نشم

این تصویر منو یاد یه رقیب تازه آشنام میندازه .تا به حال فک میکردم فقط خودمم که از فرط خستگی تو ثانیه نشده هپروت رو تجربه میکنم ولی این تابستون دوقلوهای قصه مدرسه ام خاطراتی برام بوجود آوردندکه نمیدونم از کدومشون بگم از سوسک و توقف ماشین ، از اسای تقلبی که خودشون جا دیگری میزنن (چون کم آوردند اینبار دیگه میشناسمشون ) و از دعواهای خوشگلشون که به ثانیه نمیکشه آشتی کنونه من گاهی میشم و چهره متعجبم خستگی کارو از تن همه بیرون میکنه .یه روز واسطه شدم دوقلو کوچیک چند دقیقه بخوابه ولی طوری منو پیش دوقلو دو دقیقه بزرگترسنگ رویخ کرد که برا همیشه درس عبرت برام شد حداقل تو فاز خواب واسطه کسی نشم .یه روز دیدم حین کار صدای دوقلو کوچیکه در نمیاد فک کنم حین رنگ زدن یه خواب سرپایی رو تجربه کرده بود و یه چیزی دیگه هم برام جالب که دو دقیقه هم بزرگتر باشی واقعن احساس مسئولیت میکنی.

- شده تاکسی سوار شی آقا راننده اگر پولت خرد نباش پول نمیگیره میگه سرصبح .خوب حالا میگیم یه فرهنگ بین کاسب کارااا اشکال نداره .ولی امروز کپ کردم رفتم دور میدون یه نون بخرم برا صبحانه .مدیرجان نبود گفتم گشنه نمونم وااااااااای آقااااا مث مرد واستاد گفت خانم اول صبحی نون تکی نمیدم منم گفتم بهههههههههله اول منظورشو نگرفتم ولی زودی جاافتاددد.منظورش این بود بیا یه بسته چندتایی نون بخر دست لافی.گفتم ای بابا!!!! حالا شیطونه داشت تحریکم میکرد بیا ازش بخرررررااااا. حیف که خسیس بودم حرف شیطونو گوش ندادم ایشششش .بعدش یه نونتو بگیر بقیه رو مجانی بهش پس بده اینم از اون اتفاق مدیران فرزام.

منبع : مدیران فرزام

 


برچسب‌ها: دوربین مخفی تفکرات مدیران فرزام

تاريخ : سه شنبه 11 شهریور1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

حکایت حج عارفان

مشاهده خانه خدا

خرّم آن دل كه بود در حرم دلدارش *** خنك آن ديده كه دارد شرف ديدارش

سر تسليم بنه در قدمش بى چه و چون *** به سَرَم كار همين است و مكن انكارش

از كران تا به كران طلعت جانانه اوست *** از عيان تا به نهان مصطبه آثارش

به تمنّاى وصالش همه اندر تك و پوى *** نجم سرگشته او، مهر و مه دوّارش

(حسن زاده آملى)


 پرودگار کعبه

عارفی قصد تشرف به حج داشت. فرزندش از او پرسید: «به کجا می‌روی؟» 
عارف گفت: «به سوی خانه پروردگارم.»
فرزند گمان می‌کرد که هر کس خانه او را ببیند، خود پروردگار را هم می‌بیند لذا مشتاق همراهی با پدر شد و گفت: «چرا مرا با خود نمی‌بری؟» 
پدر گفت: «تو صلاحیت این سفر را نداری.»
فرزند گریه کرد و بالاخره پدر را راضی نمود. چون پدر و پسر به میقات رسیدند، هر دو مُحرِم شده و حرکت کردند و وارد بیت الله شدند. فرزند مات و مبهوت همه جا را نگریست و پرسید: «پروردگارم کجاست؟»
پدر گفت: «خداوند در آسمان است.» 
فرزند این را که شنید، فریادی زد و بیهوش شد و از دنیا رفت. پدر متأثر شد و فریاد برآورد: «پسرم چه شد، پسرم کجاست؟» 
از زاویه خانه خدا، ندایی به گوشش رسید که تو خانه خدا را می‌خواستی و به آن رسیدی، و او خود پروردگار را می‌طلبید و خدای خانه را یافت و اینک در مقامی بالا و در نزد پروردگار است.
 
منبع : سایت یکی بود...
--------------------------------
نکته فرزامی : منتظر ترجمه و تفسیر آن می مونم و اینکه حاجیان بار سفر می بندند و دل ما داره جلوتر از آنان پر میکشه و میره

برچسب‌ها: حکایت , پروردگار کعبه

تاريخ : جمعه 7 شهریور1393 | | نویسنده : کمشی کمر |

مسئولیت پذیری اجتماعی (قسمت دوم ):

 مقایسه درونی ها و بیرونی ها:

 

ویژگی درونی ها

 

ویژگی بیرونی ها

1-وارد رقابت می شوندو از چالش لذت می برند.

2- مسئله هایی در حد تلاش خود انتخاب می کنند.

3- در رأی گیری دیگران را قانع می کنند که بر اساس نظر آنها کار صورت گیرد.

4- در پوشیدن لباسی را انتخاب می کنند که راحت تر باشند نه بر اساس مد.

5- اگر انتقادی به آنها شود گوش میکنند ، چند روز فکر میکنند و پس از چند روز در مورد درستی یا نادرستی انتقاد به طرف مقابل فیدبک می دهند.

6- در مواجه با اضطراب ،چون اعتقاد دارند اضطراب ازدرون آنهاست،دنبال راهکارهایی هستند که درون آنها رو آرام کند نه آنکه آنها رو موقت آرام کند.

1- رقابت نمی کنند .

2- در مواجهه با مسئله ای که به آنها پیشنهاد می شود یا سوال راجت تر را انتخاب می کنند تا حل کنند با سوال سخت انتخاب آنهاست تا اگر حل نکردند بگویند اشکال از سوال بوده نه اشکال از خودشان.

3- در رأی گیری زود همرنگ جماعت می شوند.

 4- درلباس پوشیدن بر اساس مد عمل میکنند تا راحتی خود.

5- در مواجهه با انتقاد، اعتقاد دارند چون بر محیط خود کنترل ندارند زود ناراحت و دلخور می شوندو نسبت به شرایط محیطی حساس ترند.

6- در مواجهه با اضطراب ،چون عامل آنرا یک عامل بیرونی می دانند ،به دنبال یه عامل بیرونی نیز هستند که اضطراب خود را موقتاً تقلیل دهند و به سیگار و الکل بیشتر روی می آورند و بیشتر دچار اختلالات روانی و جسمی هستند.

راهکارهایی که منبع کنترل درونی تر داشته باشیم :

1- رسیدن به بینش و شناخت منبع کنترل درونی و بیرونی خود.

2- دنبال افرادی باشیم که مننبع کنترل آنها نسبت به ما درونی تر باشد و رفتار آنها رو با خود مقایسه نموده و مشاهده نماییم در شرایط استرس زا چه رفتاری رو از خود نشان می دهند.و فرایندهای حل مسئله رو یاد بگیریم.

3-الگو پذیری از طریق ار تباط با افردای که منبع کنترل آنها درونی می باشد و هیچگاه الگو پذیری رو با کپی برداری اشتباه نگیریم.

راهکارهای مدیریتی :

1- در استخدام ، افرادی را انتخاب کنید که منبع کنترل آنها درونیی تر باشد،چون این افراد بیشتر دنبال پیشرفت هستند، فیدبک های بیشتر و بهتری می دهند و می گیرندو خیلی دنبال شانس نیستند، تلاش می کنند و برای تلاش خود ارزش قائلند.

2- اگرمجبور شدید، با افرادی که منبع کنترل آنها بیرونی است کار کنید، محیط رو طوری تغییر دهیدکه تقویت کننده کنترل درونی آنها باشد.

راههای تشویق کننده منبع کنترل درونی :

الف:ایجاد محیط حمایت کننده یعنی محیطی رو ایجاد کنیم که رفتار افراد مورد انتقاد قرار گیرد نه شخصیت آنان.

ب- در تشویق افراد بجای تأکید روی نتایج کار، روی پیشرفت افراد تکیه کنیم.

ج- مشارکت دادن افراددر تصمیم گیری و به آنهابگوییم که تصمیمات آنها باعث ایجاد این شرایط شد تا آنها پی ببرند تصمیماتشون در روند زندگشیون دخیل می باشد.

د- ایجاد محیطی که افراد احساس استقلال نمایند

ه- ایجاد محیطی که از نظر قوانین و مقررات برای همه افراد ثابت باشد.

نکته مهم:

احساس تسلط فردی روی شرایط محیطی و زندگی ،جسم و روان ما رو تحت تأثیر قرار می دهدپس تلاش کنیم منبع کنترل خود را درونی تر کنیم .

 منبع : مدیران ایران

نکته فرزامی : به احترام وقت و .... دوستانم سعی نمودم شنیده هامو از فایل صوتی فوق بیان نمایم ولی اگر سوال یکی از خواهر جونیای وبیمو می دونستید و جواب مدیران فرزامو ،حتماً یه بار هم شده فقط یه کوچولو می شنیدیدمن که جوابی براش جزء گفتن شیطون نداشتم شاید شما براش جواب قانع کننده ای داشته باشید .خوب همیشه سوالاتش مههرکه هست.

 

و اما اندراحوالات مدیران فرزام ،بووووخداستاره سهیل بودن و غیبت صغری و... در مرامم نیس ،یک کم داریم اطرافمونو رنگ میکنیم شاید رنگ عوض کردیم خخخخ خوب بد نیس گهگاهی یا رنگی کنی یا رنگی بشیدوستون دارم و برا مهربونیتون ارزش قائلم و هر روز مترصدکوچکترین فرصتم و تلاشم اینه به شما سربزنم حتی شده بدون کامنت

منبع: مهربون مهاون جان مدیران فرزام ،در پاسخ به مهربونی دوستان مهربونم خخخ


برچسب‌ها: مسئولیت پذیری اجتماعی , ویژگی های درونی ها و بیرونی ها

تاريخ : دوشنبه 27 مرداد1393 | | نویسنده : کمشی کمر |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.